نوکری حضرت زهرا (سلام الله علیها)

 با نوکریت سینه زن شوکت گرفته

هر چه گرفته از همین کِسْوَت گرفته

بی بی دعاکن تا دوباره بازگردد

حال بکائی را که معصیت گرفته

در اوج سختی ها خودش فرمود رهبر

در خیمه گاه فاطمه حاجت گرفته

شاعر:محمدجوادشيرازي


لینک ثابت - نوشته شده توسط وحید در سیزدهم فروردین ۱۳۹۴ ساعت


حدیث نوکری

ما را ببخش گر نوکر خوبی نبوده ایم

گر مرضی حضرت مادر(س) نبوده ایم

ما راببین و حرمت را به ما ببخش

بر نوکران بی سروپا بی بها ببخش

نوکر همیشه تکیه به ارباب می کند

این را همیشه نوکرت زمزمه می کند

بی تکیه بر تو که نوکرت پا نمی گرفت

این نوکر سینه زنت نا نمی گرفت

ای کشتی ات از همگان هست وسیعتر

بر این سخنور نابلدت هستی کریمتر

دستم بگیر که دوباره آب از سرم گذشت

این نوکرت دوباره خواهد از تو یک گذشت

با گوشه چشمی از شماست که این خانه زادتو

گشته است آدمی و بنده ای ز نو


لینک ثابت - نوشته شده توسط وحید در یکم اسفند ۱۳۹۳ ساعت

برچسب ها: شعر آئینی، نوکر اباعبدالله


تلاوت زیبا از استاد حصان

دانلود تلاوت سوره مبارکه فجر،بلد و لیل زیبا از استاد حصان (27الی اخر)

حجم :17Mb

دانلود



لینک ثابت - نوشته شده توسط وحید در سی و یکم مرداد ۱۳۹۲ ساعت

طبقه بندی: دانلود


ارزشهای انسان(انسان در قران).

. 1 انسان خليفه‏ء خدا در زمين است
" روزی كه خواست او را بيافريند ، اراده خويش را به فرشتگان اعلام‏ كرد . آنها گفتند : آيا موجودی می‏آفرينی كه در زمين تباهی خواهد كرد و خون خواهد ريخت ؟ او گفت : من چيزی می‏دانم كه شما نمی‏دانيد " ( 1 )
" اوست كه شما انسانها را جانشينهای خود در زمين قرار داده تا شما را در مورد سرمايه‏هايی كه داده است در معرض آزمايش قرار دهد " ( 2 )
. 2 ظرفيت علمی انسان بزرگترين ظرفيتهايی است كه يك مخلوق ممكن است‏ داشته باشد
" تمام اسماء را به آدم آموخت ( او را به همه‏ء حقايق آشنا ساخت )
آنگاه از فرشتگان ( موجودات ملكوتی ) پرسيد : نامهای اينها را بگوييد چيست . گفتند : ما جز آنچه تو مستقيما به ما آموخته‏ای نمی‏دانيم ( آنچه‏ را تو مستقيما به ما نياموخته باشی ما از راه كسب نتوانيم آموخت )

پاورقی : . 1 بقره / . 30 . 2 انعام / . 165

خدا به آدم گفت : ای آدم ! تو به اينها بياموز و اينها را آگاهی ده
همينكه آدم فرشتگان را آموزانيد و آگاهی داد ، خدا به فرشتگان گفت : نگفتم كه من از نهانهای آسمانها و زمين آگاهم ( می‏دانم چيزی را كه حتما نمی‏دانيد ) و هم می‏دانم آنچه را شما اظهار می‏كنيد و آنچه را پنهان‏ می‏داريد ؟ " ( 1 ) . 3 او فطرتی خدا آشنا دارد ، به خدای خويش در عمق وجدان خويش آگاهی‏ دارد . همه‏ء انكارها و ترديدها ، بيماريها و انحرافهايی است از سرشت‏ اصلی انسان
" هنوز كه فرزندان آدم در پشت پدران خويش بوده ( و هستند و خواهند بود ) خداوند ( با زبان آفرينش ) آنها را بر وجود خودش گواه گرفت و آنها گواهی دادند " ( 2 )
" چهره‏ء خود را به سوی دين نگه‏دار ، همان كه سرشت خدايی است و همه‏ء مردم را بر آن سرشته است " ( 3 )
. 4 در سرشت انسان علاوه بر عناصر مادی كه در جماد و گياه و حيوان وجود دارد ، عنصری ملكوتی و الهی وجود دارد . انسان تركيبی است از طبيعت و ماورای طبيعت ، از ماده و معنی ، از جسم و جان
" آن كه هر چه را آفريد نيكو آفريد و آفرينش انسان را از گل آغاز كرد ، سپس نسل او را از شيره‏ء كشيده‏ای كه آبی پست است قرارداد ، آنگاه او را بياراست و از روح خويش در او دميد " ( 4 )
. 5 آفرينش انسان ، آفرينشی حساب شده است ، تصادفی نيست . انسان‏ موجودی انتخاب شده و برگزيده است

" خداوند آدم را بر گزيد و توبه‏اش را پذيرفت و او را هدايت كرد " ( 5 ) .

پاورقی : . 1 بقره / 31 - . 33 . 2 اعراف / . 172 . 3 روم / . 43 . 4 الم سجده / 7 - . 9 . 5 طه / . 121

به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید



لینک ثابت - نوشته شده توسط وحید در دهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت

طبقه بندی: قرآن

برچسب ها: قران، انسان در قران


انسان در جهان بينی اسلامی

انسان در جهان بينی اسلامی

انسان در جهان بينی اسلامی داستانی شگفت دارد . انسان اسلام تنها يك‏ حيوان مستقيم القامه كه ناخنی پهن دارد و با دو پا راه می‏رود و سخن‏ می‏گويد نيست ، اين موجود از نظر قرآن ژرف‏تر و مرموزتر از اين است كه‏ بتوان آن را با اين چند كلمه تعريف كرد
قرآن انسان را مدحها و ستايشها كرده و هم مذمتها و نكوهشها نموده است‏ . عالی‏ترين مدحها و بزرگترين مذمتهای قرآن درباره‏ء انسان است ، او را از آسمان و زمين و از فرشته برتر و در همان حال از ديو و جار پايان پست‏تر شمرده است . از نظر قرآن انسان موجودی است كه توانايی دارد جهان را مسخر خويش سازد و فرشتگان را به خدمت خويش بگمارد ، و هم می‏تواند به‏ " اسفل سافلين " سقوط كند . اين خود انسان است كه بايد در باره‏ء خود تصميم بگيرد و سرنوشت نهايی خويش را تعيين نمايد
سخن خويش را از ستايشهای انسان در قرآن تحت عنوان " ارزشهای انسان‏ " آغاز می‏كني.


لینک ثابت - نوشته شده توسط وحید در بیست و ششم فروردین ۱۳۹۱ ساعت


گوشه اى از كرامت ها و شگفتى هاى امام هادى علیه السلام

گوشه اى از كرامت ها و شگفتى هاى امام علی النقی علیه السلام


امامان معصوم علیهم السلام به جهت مقام عصمت و امامت ، از ارتباط ویژه با خداى متعال و جهان غیب برخوردار بوده اند و مانند پیامبران الهى معجزات و كراماتى داشته اند كه مؤیّد مقام امامت و ارتباط آنان با خدا مى بود. نمونه هایى از علم و قدرت الهى آن بزرگواران در موارد مناسب - باذن الله - بروز و ظهور مى كرد، و موجب پرورش و تربیت پیروان و اطمینان خاطر آنان مى شد و نیز حجت و دلیل آشكارى بر حقانیت آن گرامیان محسوب مى گردید.

از امام هادى علیه السلام نیز كرامات و معجزات بسیارى مشاهده شد که چند نمونه را ذكر مى كنیم .

 

آغاز امامت

امام هادى علیه السلام پس از شهادت پدر گرامیش ، در سن هشت سالگى بر مسند امامت قرار گرفت و این خود از روشن ترین كرامات و معجزات است ؛ چرا كه حیازت چنین مقام و مسئولیت خطیرى كه صرفا الهى است نه تنها از كودك كه حتى از مردان عاقل و بالغ نیز ساخته نیست . با توجه به این كه علما و محدثان شیعه پس از شهادت و درگذشت هر یك از ائمه در مسائل گوناگون به امام بعدى مراجعه مى نمودند و حتى گاهى او را آزمایش  مى كردند.

همچنین بزرگان از علویان و اقوام امام كه در سن كمال بودند به خانه امام رفت و آمد و با آن حضرت معاشرت داشتند؛ غیرممكن است جز به خواست و تایید خدا و جز در ارتباط با عصمت و علم و قدرت الهى ، كودكى بتواند این مقام و مسند را در دست بگیرد و به همه سوالات پاسخ صحیح دهد و در مشكلات رهبرى كامل نماید.

امام هادى علیه السلام پس از شهادت پدر گرامیش ، در سن هشت سالگى بر مسند امامت قرار گرفت و این خود از روشن ترین كرامات و معجزات است ؛ چرا كه حیازت چنین مقام و مسئولیت خطیرى كه صرفا الهى است نه تنها از كودك كه حتى از مردان عاقل و بالغ نیز ساخته نیست

بدیهى است كه حتى مردم عادى نیز كودك خردسال معمولى را از یك امام آگاه راهبر تمیز و تشخیص مى دهند.

 

اجراى تقدیرات الهى

خیران اسباطى مى گوید: از عراق به مدینه رفتم و خدمت امام هادى علیه السلام شرفیاب شدم . آن گرامى از من پرسید: واثق چگونه بود؟

عرض كردم : فدایت شوم در عافیت بود و من از دیگران اطلاع و آگاهى بیشترى دارم ، زیرا هم اكنون از راه مى رسم .

فرمود: مردم مى گویند: او مرده است .

چون این موضوع را فرمود، دریافتم منظور از مردم خود امام مى باشد.

آن گاه به من فرمود: جعفر متوكّل چه كرد؟

عرض كردم : به بدترین وضعى در زندان بود.

فرمود: او خلیفه خواهد شد.

آنگاه فرمود: ابن زیّات چه كرد؟

عرض كردم : مردم با او بودند و امر، امر او بود.

فرمود: ریاست بر او شوم است .

سپس قدرى سكوت كرد و فرمود: چاره اى جز اجراى تقدیرات و احكام الهى نیست . اى خیران ! بدان كه واثق مرد، جعفر متوكّل بر جاى او نشست و ابن زیّات كشته شد.

عرض كردم : فدایت شوم چه وقت ؟

فرمود: شش روز پس از بیرون آمدن تو.

هنوز بیش از چند روز نگذشته بود كه قاصد متوكّل به مدینه رسید و جریان همان طور بود كه امام هادى علیه السلام فرموده بود.(ارشاد مفید، ص 309؛ الفصول المهمة ابن صباغ مالكى ، ص 279، با اندكى تفاوت ؛ نورالابصار شبلنجى ، ص 182.)

فرمود: اى پسر سعید! هنوز تو در معرفت ما در این پایه اى ؟! آنگاه حضرتش با دست مباركش اشاره فرمود، بستان هایى را با انواع ریاحین و باغ هاى معطر به اقسام میوه هایى دیدم كه نهرها جارى و قصرهاى مرتفع و غلامان و حوریان خوشرو كه تاكنون دیده نشده است . از مشاهده این احوال حیران و عقلم پریشان

هنوز تو در معرفت ما در این پایه اى ؟!

كلینى و ابن شهرآشوب اینگونه نقل كرده اند:

صالح بن سعید مى گوید: در سامرّا خدمت حضرت امام هادى علیه السلام شرفیاب شدم .

آن جناب را در ((خان الصعالیك )) فرود آورده بودند. آن محل ، نزول فقرا و غریبان بى نام و نشان بود. با تاثر شدید عرض كردم : قربانت گردم ! این ستمكاران در همه امور سعى در اطفاى نور شما كردند تا آن كه شما را در چنین جایى وارد نمودند.

فرمود: اى پسر سعید! هنوز تو در معرفت ما در این پایه اى ؟!

آنگاه حضرتش با دست مباركش اشاره فرمود، بستان هایى را با انواع ریاحین و باغ هاى معطر به اقسام میوه هایى دیدم كه نهرها جارى و قصرهاى مرتفع و غلامان و حوریان خوشرو كه تاكنون دیده نشده است . از مشاهده این احوال حیران و عقلم پریشان شد.

حضرت فرمود: اى پسر سعید! این از آنِ ماست .

 

رفتار متفاوت

در كتاب ((مناقب )) آمده است :

سلیمه كاتب گوید: یكى از خطباى متوكّل ملقب به ((هریسه )) به متوكّل گفت : تو با هیچ كس آنگونه كه در مورد على بن محمد رفتار مى نمایى ، رفتار نمى كنى . وقتى او وارد خانه تو مى شود همه به او خدمت مى نمایند و همواره براى ورود او پرده را كنار مى زنند.

متوكّل به همه درباریان دستور داد كه براى آن حضرت خدمتى نكرده و پرده را كنار نزنند.

كسى خبر داد كه على بن محمد علیهماالسلام وارد خانه مى شود، پس كسى بر آن حضرت خدمت نكرده و پرده را در برابرش كنار نزد. وقتى امام هادى علیه السلام وارد شد، بادى وزید و پرده را كنار زد و حضرت وارد شد و موقع خروج هم ، چنین شد.

متوكّل گفت : پس از این براى او پرده ها را كنار بزنید، دیگر نمى خواهم باد براى او پرده را كنار بزند.


منبع:

چهره هاى درخشان سامرّاء ، حضرت امام هادى و امام عسكرى علیهماالسلام ، نوشته ؛ على ربانى خلخالى


لینک ثابت - نوشته شده توسط وحید در بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۱ ساعت

طبقه بندی: قرآن

برچسب ها: گوشه اى از كرامت ها و شگفتى هاى امام علی النقی علی


اخلاص يك مداح واقعى

ويژگى هاى روحى و رفتارى يك مداح واقعى: اخلاص

اولين خصوصيت و ويژگى يك مداح واقعى ، اخلاص در عمل است . او بايد واقعا براى رضاى خدا اين كار را انجام دهد. ((عمل )) بحر موّاج و اقيانوس خطرناكى است كه عدم خلوص ، خيلى ها را در آن غرق كرده و از بين برده است و مطمئنا اين خلوص نيت است كه به كار يك مداح ارزش مى دهد و به نفَس و حنجره او بركت مى بخشد. در حديثى از رسول مكرم اسلام صلّى اللّه عليه و آله مده است كه : ((عمل را از براى خداوند خالص كن تا اندك آن تو را كفايت كند))(65) . همچنين در حديث ديگرى از مولاى متقيان اميرالمؤ منين عليه السّلام وارد شده كه : ((چندان در قيد بسيارى عمل نباشيد و در قيد آن باشيد كه عملتان به درجه قبول برسد))(66) .

طاعت آن نيست كه بر خاك نهى پيشانى
صدق پيش آر كه اخلاص به پيشانى نيست
پايين ترين مرتبه اخلاص آن است كه انسان به همان اندازه كه در وسع اوست عملى را به جا آورد و به وسيله خلوص نيت ، ارزش آن عمل كم و كوچك را بالا ببرد. چنانچه در آيه شريفه قرآن دارد كه ؛ (( لايُكَلِّفُ اللَّه نَفسا اِلاّ وُسعَهَا)) (67) . خداوند بيشتر از آن چيزى كه توان شخص هست از او نمى خواهد و تكليفى كه بيشتر از توانايى كسى باشد بر دوش او نمى گذارد. پس چه لزومى دارد كه يك ذاكر پا بر اخلاص خود نهاده و عملى را انجام دهد كه كمترين ارزشى ندارد و بقيه اعمال او را نيز ضايع مى سازد. يكى از آفات بسيار مهلك در اين كار، ((ريا)) است . چرا كه شخص ذاكر هميشه در معرض نگاه هاى سايرين قرار دارد، بايد خيلى مواظب باشد كه اخلاصش به اين گناه آلوده نشود. چنانچه اميرالمؤ منين عليه السّلام مى فرمايد:
((خداى تعالى در روز قيامت به قرآن خوانان مى فرمايد كه آيا در دنيا چيزها را به شما ارزان نفروختند؟ (بخاطر صوت خوبتان ) آيا ابتدا به شما سلام نكردند؟ آيا حوائج شما را بر نياوردند؟ امروز شما ثوابى نداريد و در دنيا به ثواب خود رسيده ايد))(68) .
كليد در دوزخ است آن نماز
كه در چشم مردم گزارى دراز
اگر جز به حق مى رود جاده ات
در آتش كشانند سجاده ات
پس ذاكر اهل بيت عليهم السّلام نبايد اجازه دهد كه ميل به خواندن و هنرنمايى كردن در جمع ، خدايى ناكرده به رياكارى بيانجامد يا اينكه حق همكارش ضايع شود. انصافاً اگر مداح با اخلاص بخواند خودش بيشتر حال معنوى پيدا مى كند و مردم هم وقتى ببيند كه او در بند صدا نيست و مخلصانه مى خواند، بيشتر با خواندن او حال پيدا مى كنند.
از ديگر آفات خانمان سوز مداحى ((حسادت )) است كه كسى نتواند ببيند كه برادر ذاكرش بهتر از او مجلس دارى مى كند و يا مثلاً شعرى كه او خواند، خوب جا افتاد و بهتر اشك گرفت . به قول يكى از اساتيد بزرگوار بنده : ((اگر خواننده قبل از تو خوب خواند، تو كمكش كن بهتر بخواند و اگر بد خواند تو جبران نما)). اگر اين طور نباشد مداح بايد يك گوشه بنشيند و مدام حرص بخورد كه چرا ديگرى بهتر از او انجام وظيفه مى كند در حالى كه مردم مشغول فيض بردن و استفاده كردن هستند. بنابراين بايد بت ريا، خودپرستى و حسادت را در خود شكست چرا كه همگى براى يك هدف مشترك دور هم جمع شده ايم ، چه مداح و چه مستمع ، كه آن هدف هم چيزى جز عزادارى و تقرب پيدا كردن نمى باشد؛ نه هنرنمايى كردن و آواز خواندن .
محدث نورى ؛ در رابطه با اخلاص مداح مى فرمايد:
((مادحين مانند طالبين علوم دينى كارشان مردد بين دو چيز است يا خير عظيم ، اگر داراى اخلاص و قصد قربت باشد و يا خسران عظيم ، اگر فاقد اين دو باشد)).
اگر مداح مى بيند كه اخلاص در عمل او نيست نبايد به طرف تريبون رود و هميشه مراقب اين مسئله باشد و اين سئوال را از خود بكند كه خواندن او از روى چه خواسته و انگيزه اى نشاءت گرفته است . اگر خداى ناكرده از روى ريا و يا ميل خواندن و امثال اين هاست كلاً خود را از خواندن در آن مجلس معاف كند زيرا ضرر آن بيشتر خواهد بود و اثر مخرب آن در روحيه شخص باقى خواهد ماند به طورى كه در اثر عدم مواظبت ، نفْس او سركش شده و فكر مى كند هر جا كه در مجلسى شركت نمود، بايد حتماً بخواند!

منابع:


65- محجة البيضاء8/126.
66- همان .
67- بقره 286.
68- احياءالعلوم 2/264.


لینک ثابت - نوشته شده توسط وحید در بیستم اسفند ۱۳۹۰ ساعت

برچسب ها: ويژگى هاى روحى و رفتارى يك مداح واقعى، اخلاص