نهضت آزادى
بعد از كودتاى 28 مرداد 1332 نهضت مقاومت ملى كه در حقيقت شاخه مذهبى جبهه ملى بود، توسط رحيم عطائى، يدالله سحابى و بازرگان تأسيس مىگردد و فعاليت آن محدود به برگزارى جلسات سخنرانى در مناسبتهاى مختلف و اعياد بود. در سال 1339 كه احزاب و مجامع مختلف فرصت پيدا كردند تا در فضاى رفرم رژيم فعاليتى محدود داشته باشند، نهضت مقاومت ملى در 25 ارديبهشت 1340 توسط يدالله سحابى و بازرگان از جبهه ملى دوم جدا شد و به نام نهضت آزادى بر اساس اعتقاد به رهبرى مصدق، فعاليت خود را آغاز نمود.
نهضت آزادى بر اساس سه اصل: مسلمانيم، ايرانى هستيم و تابع قانون اساسى و مصدقى، پايهريزى مىشود.
چند سال بعد نهضت آزادى خارج از كشور نيز توسط قطبزاده و شريعتى در اروپا تأسيس مىگردد و در آمريكا نيز نهضتآزادى با كمك ابراهيميزدى بنيانگذارى مىشود.
بازرگان به هنگام دستگيرى در سال 1341 در دادگاه رژيم فاسد پهلوى چنين مىگويد:
نظريات ما در مورد سلطنت، هم بر رونق و دوام و مقام سلطنت خواهد افزود و هم اجازه توليد فوق العاده ملى را مىدهد... ما واقعاً طرفدار و موافق سلطنت هستيم.
در هنگام اوجگيرى انقلاب، اعضاء نهضت (بازرگان، سحابى، توسلى) با مأمور سياسى سفارت آمريكا در تاريخ 9/3/1356 ديدار مىكنند و مىگويند:
نهضت [به اصطلاح] آزادى به قانون اساسى معتقد است، اگر شاه حاضر باشد كه تمام موارد قانون اساسى را به اجرا در آورد، آمادهايم تا سلطنت را بپذيريم.
در آستانه پيروزى انقلاب اسلامى بنا به فرمايشات امام عظيم الشأن راحل حضرات نهضت به اصطلاح آزادى قصد داشتند اين طور القاء كنند كه شاه سلطنت كند نه حكومت و بدين ترتيب مىخواستند نظام سلطنتى را حفظ كنند.
با پيروزى انقلاب اسلامى و تشكيل دولت موقت با گذشت چند ماه اين جماعت روشنفكر، اختلاف و عناد خود را نسبت به بنيانگذار جمهورى اسلامى آشكار كردند.
در اين خصوص بازرگان اظهار داشت:
نه تنها طبقات مخالف به دولت فشار مىآورند، بلكه آقاهم ما را تحت فشار قرار مىگذارد... شب جمعه خدمت آقا رسيديم و پوست كنده گفتيم... شما هم كه ما را كلافه كردهايد.
نهضت به اصطلاح آزادى هيچگاه آمريكا را يك جنايتكار بين المللى و دستاندر كار توطئه در ايران و جهان نمىداند و برهمين اساس بود كه بازرگان در ملاقات با برژينسكى اظهار داشت:
طرز كار ما، درس خواندن، مبارزه ما، انقلاب ما، ضديت با استعمار و استثمار، تمام ارمغان غرب است.
غربباورى و مرعوبيت در برابر غرب، در افكار بازرگان به عنوان يك روشنفكر التقاطى همواره موج مىزده است. با نگاه اجمالى به تركيب هيأت دولت موقت به نخست وزيرى وى، اين موضوع دقيقتر مشخص مىشود. مثلاً مىتوان از اشخاصى چون عباس امير انتظام (معاون نخست وزير و سخنگوى دولت) كه جاسوس سيا در ايران، حسن نزيه (مسؤول شركت ملى نفت) و متوارى از كشور، على محمد ايزدى (وزير كشاورزى) كه براساس اسناد لانه جاسوسى قصد داشت با پانصدهزار دلار سرمايه اقامت دائم در آمريكا داشته باشد، رضا صدر (مدير مسؤول روزنامه ميزان ارگان نهضت) كه قبلاً 20 سال ساكن آمريكا بود و قصد داشته مليت آمريكايى را بپذيرد، سرلشگر ناصر فربد رياست ستاد مشترك ارتش و عضو تشكيلات فراماسونرى و... نام برد.
بر همين اساس حضرت امام خمينى (قدس سره) مىفرمايند:
نهضت آزادى طرفدار جدى وابستگى ايران به آمريكاست
ابراهيم يزدى در جلسهاى مىگويد:
روحانيت قانون اساسى را زير پا گذاشته است و ما به ولايت فقيه اعتقاد نداريم.
يكى از عناصر اين گروهك در جلسهاى عنوان مىنمايد:
آخر، اين چه حرفى است كه هر چيزى كه مىشود مىگويند ولى فقيه و اين چه مسخرهبازى است....
اين عناصر غربزده كه از نظر فكرى و فرهنگى اسير ليبراليسم غرب هستند، اگر آگاهى اندكى از اسلام و ولايت فقيه داشتند اين چنين گستاخانه به دستاورد عظيم انقلاب اسلامى و حضرت امام (قدس سره) اهانت نمىكردند.
حضرت امام خمينى (قدس سره) در اين خصوص مىفرمايند:
اين روشنفكرها، نمى فهمند كه ولايت فقيه يعنى چه
از آنجائى كه بينش حاكم بر اين جريان برخاسته از ليبراليسم بوده، لذا اين بينش تك بعدى اثرات زيادى بر مواضع اين گروهك در قبال مسائل داخلى و خارجى مرتبط با انقلاب اسلامى بر جاى گذارده است.
در طول سالهاى دفاع مقدس، نهضت التقاطى به اصطلاح آزادى بدون آنكه به ابعاد توطئه براندازى جمهورى اسلامى وقوف كامل داشته باشد، عملاً نقشى مشابه ستون پنجم را ايفا نمود و در حقيقت آنان آب به آسياب دشمن ريختند.
در عمليات والفجر 10 كه يكى از ژنرالهاى عراقى به اسارت نيروهاى اسلام در آمد، و در سؤالى مبنى بر اينكه چرا عراق جنگ شهرها را آغاز كرد، گفت:
در يك جلسه توجيهى كه جمعى از افسران ارتش عراق شركت داشتند، فردى به نمايندگى از منافقين در تشريح اوضاع داخلى ايران اعلام كرد، حمله عراق به شهرها مىتواند مردم را برضد نظام بشوراند و مسؤولين جمهورى اسلامى را به پذيرفتن خواستههاى بغداد وادار كند.
اين فرد در اثبات اين ادعا به جزوات و نشريات نهضت به اصطلاح آزادى اشاره مىكرد و يك نوشته چهاربرگى كه ترجمه عربى قسمتهايى از نظريات و مواضع نهضت به اصطلاح آزادى در آن بود، بين افسران ارشد عراق توزيع كرد.
ديدگاههاى نهضت به اصطلاح آزادى مبتنى بر التقاط اسلام با ليبراليسم مىباشد و بر همين اساس معتقد به، تجددگرايى دينى يا رفرميسم مذهبى، اثبات دين از راه علوم تجربى، تسامح و تساهل و مداراى ليبراليستى، جدايى دين از سياست و... مىباشند.
بنابراين در استحاله سياسى، طبيعى است كه دشمنان انقلاب اسلامى يكبار ديگر از عوامل ستون پنجمى خود همچون اين گروهك براى مواجهه و مقابله بااسلام ناب محمدى (ص) استمداد بطلبند.
امام خمينى (قدس سره) اين وديعه الهى و حجت خدا در خصوص گروهك نهضت به اصطلاح آزادى فرمودند:
نهضت به اصطلاح آزادى و افراد آن، چون موجب گمراهى كسانى كه بى اطلاع از مقاصد شوم آنان هستند مىگردند، با آنها برخورد قاطعانه بشود و نبايد رسميت داشته باشند.
منابع: مرامنامه نهضت به اصطلاح آزادى
- اخگرى محمدرضا، ريشهيابى مختصرى از تاريخچه گروهها
-اخگرى محمدرضا، ريشهيابى مختصرى از تاريخچه گروهها
- محمد توسلى با نام مستعار توكلى، رابط گروهك مذكور با جاسوسخانه شيطان بزرگ (آمريكا) بود.
- اخگرى محمدرضا، ريشهيابى مختصرى از تاريخچه گروهكها
- نهضت به اصطلاح آزادى - انتشارات صبح
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا