مدافعان حرم ناموسُ رَواق العَظمة حضرت زینب (سلام الله علیها)

مدافعان حرم 

ما را ز خاندان کرم آفریده‌اند
یک موج، از تلاطم یَم آفریده‌اند
ما را فدائیان پسرهای فاطمه(س)
“ما را شهید میر و علَم آفریده‌اند” 

دجّال ها و حرمله ها را مهاجم و …
… ما را “مدافعان حرم” آفریده‌اند‎

تلاوت زیبا از استاد حصان

دانلود تلاوت سوره مبارکه فجر،بلد و لیل زیبا از استاد حصان (27الی اخر)

حجم :17Mb

دانلود


ارزشهای انسان(انسان در قران).

. 1 انسان خليفه‏ء خدا در زمين است
" روزی كه خواست او را بيافريند ، اراده خويش را به فرشتگان اعلام‏ كرد . آنها گفتند : آيا موجودی می‏آفرينی كه در زمين تباهی خواهد كرد و خون خواهد ريخت ؟ او گفت : من چيزی می‏دانم كه شما نمی‏دانيد " ( 1 )
" اوست كه شما انسانها را جانشينهای خود در زمين قرار داده تا شما را در مورد سرمايه‏هايی كه داده است در معرض آزمايش قرار دهد " ( 2 )
. 2 ظرفيت علمی انسان بزرگترين ظرفيتهايی است كه يك مخلوق ممكن است‏ داشته باشد
" تمام اسماء را به آدم آموخت ( او را به همه‏ء حقايق آشنا ساخت )
آنگاه از فرشتگان ( موجودات ملكوتی ) پرسيد : نامهای اينها را بگوييد چيست . گفتند : ما جز آنچه تو مستقيما به ما آموخته‏ای نمی‏دانيم ( آنچه‏ را تو مستقيما به ما نياموخته باشی ما از راه كسب نتوانيم آموخت )

پاورقی : . 1 بقره / . 30 . 2 انعام / . 165

خدا به آدم گفت : ای آدم ! تو به اينها بياموز و اينها را آگاهی ده
همينكه آدم فرشتگان را آموزانيد و آگاهی داد ، خدا به فرشتگان گفت : نگفتم كه من از نهانهای آسمانها و زمين آگاهم ( می‏دانم چيزی را كه حتما نمی‏دانيد ) و هم می‏دانم آنچه را شما اظهار می‏كنيد و آنچه را پنهان‏ می‏داريد ؟ " ( 1 ) . 3 او فطرتی خدا آشنا دارد ، به خدای خويش در عمق وجدان خويش آگاهی‏ دارد . همه‏ء انكارها و ترديدها ، بيماريها و انحرافهايی است از سرشت‏ اصلی انسان
" هنوز كه فرزندان آدم در پشت پدران خويش بوده ( و هستند و خواهند بود ) خداوند ( با زبان آفرينش ) آنها را بر وجود خودش گواه گرفت و آنها گواهی دادند " ( 2 )
" چهره‏ء خود را به سوی دين نگه‏دار ، همان كه سرشت خدايی است و همه‏ء مردم را بر آن سرشته است " ( 3 )
. 4 در سرشت انسان علاوه بر عناصر مادی كه در جماد و گياه و حيوان وجود دارد ، عنصری ملكوتی و الهی وجود دارد . انسان تركيبی است از طبيعت و ماورای طبيعت ، از ماده و معنی ، از جسم و جان
" آن كه هر چه را آفريد نيكو آفريد و آفرينش انسان را از گل آغاز كرد ، سپس نسل او را از شيره‏ء كشيده‏ای كه آبی پست است قرارداد ، آنگاه او را بياراست و از روح خويش در او دميد " ( 4 )
. 5 آفرينش انسان ، آفرينشی حساب شده است ، تصادفی نيست . انسان‏ موجودی انتخاب شده و برگزيده است

" خداوند آدم را بر گزيد و توبه‏اش را پذيرفت و او را هدايت كرد " ( 5 ) .

پاورقی : . 1 بقره / 31 - . 33 . 2 اعراف / . 172 . 3 روم / . 43 . 4 الم سجده / 7 - . 9 . 5 طه / . 121

به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید


انسان در جهان بينی اسلامی

انسان در جهان بينی اسلامی

انسان در جهان بينی اسلامی داستانی شگفت دارد . انسان اسلام تنها يك‏ حيوان مستقيم القامه كه ناخنی پهن دارد و با دو پا راه می‏رود و سخن‏ می‏گويد نيست ، اين موجود از نظر قرآن ژرف‏تر و مرموزتر از اين است كه‏ بتوان آن را با اين چند كلمه تعريف كرد
قرآن انسان را مدحها و ستايشها كرده و هم مذمتها و نكوهشها نموده است‏ . عالی‏ترين مدحها و بزرگترين مذمتهای قرآن درباره‏ء انسان است ، او را از آسمان و زمين و از فرشته برتر و در همان حال از ديو و جار پايان پست‏تر شمرده است . از نظر قرآن انسان موجودی است كه توانايی دارد جهان را مسخر خويش سازد و فرشتگان را به خدمت خويش بگمارد ، و هم می‏تواند به‏ " اسفل سافلين " سقوط كند . اين خود انسان است كه بايد در باره‏ء خود تصميم بگيرد و سرنوشت نهايی خويش را تعيين نمايد
سخن خويش را از ستايشهای انسان در قرآن تحت عنوان " ارزشهای انسان‏ " آغاز می‏كني.

گوشه اى از كرامت ها و شگفتى هاى امام هادى علیه السلام

گوشه اى از كرامت ها و شگفتى هاى امام علی النقی علیه السلام


امامان معصوم علیهم السلام به جهت مقام عصمت و امامت ، از ارتباط ویژه با خداى متعال و جهان غیب برخوردار بوده اند و مانند پیامبران الهى معجزات و كراماتى داشته اند كه مؤیّد مقام امامت و ارتباط آنان با خدا مى بود. نمونه هایى از علم و قدرت الهى آن بزرگواران در موارد مناسب - باذن الله - بروز و ظهور مى كرد، و موجب پرورش و تربیت پیروان و اطمینان خاطر آنان مى شد و نیز حجت و دلیل آشكارى بر حقانیت آن گرامیان محسوب مى گردید.

از امام هادى علیه السلام نیز كرامات و معجزات بسیارى مشاهده شد که چند نمونه را ذكر مى كنیم .

 

آغاز امامت

امام هادى علیه السلام پس از شهادت پدر گرامیش ، در سن هشت سالگى بر مسند امامت قرار گرفت و این خود از روشن ترین كرامات و معجزات است ؛ چرا كه حیازت چنین مقام و مسئولیت خطیرى كه صرفا الهى است نه تنها از كودك كه حتى از مردان عاقل و بالغ نیز ساخته نیست . با توجه به این كه علما و محدثان شیعه پس از شهادت و درگذشت هر یك از ائمه در مسائل گوناگون به امام بعدى مراجعه مى نمودند و حتى گاهى او را آزمایش  مى كردند.

همچنین بزرگان از علویان و اقوام امام كه در سن كمال بودند به خانه امام رفت و آمد و با آن حضرت معاشرت داشتند؛ غیرممكن است جز به خواست و تایید خدا و جز در ارتباط با عصمت و علم و قدرت الهى ، كودكى بتواند این مقام و مسند را در دست بگیرد و به همه سوالات پاسخ صحیح دهد و در مشكلات رهبرى كامل نماید.

امام هادى علیه السلام پس از شهادت پدر گرامیش ، در سن هشت سالگى بر مسند امامت قرار گرفت و این خود از روشن ترین كرامات و معجزات است ؛ چرا كه حیازت چنین مقام و مسئولیت خطیرى كه صرفا الهى است نه تنها از كودك كه حتى از مردان عاقل و بالغ نیز ساخته نیست

بدیهى است كه حتى مردم عادى نیز كودك خردسال معمولى را از یك امام آگاه راهبر تمیز و تشخیص مى دهند.

 

اجراى تقدیرات الهى

خیران اسباطى مى گوید: از عراق به مدینه رفتم و خدمت امام هادى علیه السلام شرفیاب شدم . آن گرامى از من پرسید: واثق چگونه بود؟

عرض كردم : فدایت شوم در عافیت بود و من از دیگران اطلاع و آگاهى بیشترى دارم ، زیرا هم اكنون از راه مى رسم .

فرمود: مردم مى گویند: او مرده است .

چون این موضوع را فرمود، دریافتم منظور از مردم خود امام مى باشد.

آن گاه به من فرمود: جعفر متوكّل چه كرد؟

عرض كردم : به بدترین وضعى در زندان بود.

فرمود: او خلیفه خواهد شد.

آنگاه فرمود: ابن زیّات چه كرد؟

عرض كردم : مردم با او بودند و امر، امر او بود.

فرمود: ریاست بر او شوم است .

سپس قدرى سكوت كرد و فرمود: چاره اى جز اجراى تقدیرات و احكام الهى نیست . اى خیران ! بدان كه واثق مرد، جعفر متوكّل بر جاى او نشست و ابن زیّات كشته شد.

عرض كردم : فدایت شوم چه وقت ؟

فرمود: شش روز پس از بیرون آمدن تو.

هنوز بیش از چند روز نگذشته بود كه قاصد متوكّل به مدینه رسید و جریان همان طور بود كه امام هادى علیه السلام فرموده بود.(ارشاد مفید، ص 309؛ الفصول المهمة ابن صباغ مالكى ، ص 279، با اندكى تفاوت ؛ نورالابصار شبلنجى ، ص 182.)

فرمود: اى پسر سعید! هنوز تو در معرفت ما در این پایه اى ؟! آنگاه حضرتش با دست مباركش اشاره فرمود، بستان هایى را با انواع ریاحین و باغ هاى معطر به اقسام میوه هایى دیدم كه نهرها جارى و قصرهاى مرتفع و غلامان و حوریان خوشرو كه تاكنون دیده نشده است . از مشاهده این احوال حیران و عقلم پریشان

هنوز تو در معرفت ما در این پایه اى ؟!

كلینى و ابن شهرآشوب اینگونه نقل كرده اند:

صالح بن سعید مى گوید: در سامرّا خدمت حضرت امام هادى علیه السلام شرفیاب شدم .

آن جناب را در ((خان الصعالیك )) فرود آورده بودند. آن محل ، نزول فقرا و غریبان بى نام و نشان بود. با تاثر شدید عرض كردم : قربانت گردم ! این ستمكاران در همه امور سعى در اطفاى نور شما كردند تا آن كه شما را در چنین جایى وارد نمودند.

فرمود: اى پسر سعید! هنوز تو در معرفت ما در این پایه اى ؟!

آنگاه حضرتش با دست مباركش اشاره فرمود، بستان هایى را با انواع ریاحین و باغ هاى معطر به اقسام میوه هایى دیدم كه نهرها جارى و قصرهاى مرتفع و غلامان و حوریان خوشرو كه تاكنون دیده نشده است . از مشاهده این احوال حیران و عقلم پریشان شد.

حضرت فرمود: اى پسر سعید! این از آنِ ماست .

 

رفتار متفاوت

در كتاب ((مناقب )) آمده است :

سلیمه كاتب گوید: یكى از خطباى متوكّل ملقب به ((هریسه )) به متوكّل گفت : تو با هیچ كس آنگونه كه در مورد على بن محمد رفتار مى نمایى ، رفتار نمى كنى . وقتى او وارد خانه تو مى شود همه به او خدمت مى نمایند و همواره براى ورود او پرده را كنار مى زنند.

متوكّل به همه درباریان دستور داد كه براى آن حضرت خدمتى نكرده و پرده را كنار نزنند.

كسى خبر داد كه على بن محمد علیهماالسلام وارد خانه مى شود، پس كسى بر آن حضرت خدمت نكرده و پرده را در برابرش كنار نزد. وقتى امام هادى علیه السلام وارد شد، بادى وزید و پرده را كنار زد و حضرت وارد شد و موقع خروج هم ، چنین شد.

متوكّل گفت : پس از این براى او پرده ها را كنار بزنید، دیگر نمى خواهم باد براى او پرده را كنار بزند.


منبع:

چهره هاى درخشان سامرّاء ، حضرت امام هادى و امام عسكرى علیهماالسلام ، نوشته ؛ على ربانى خلخالى

اخلاص يك مداح واقعى

ويژگى هاى روحى و رفتارى يك مداح واقعى: اخلاص

اولين خصوصيت و ويژگى يك مداح واقعى ، اخلاص در عمل است . او بايد واقعا براى رضاى خدا اين كار را انجام دهد. ((عمل )) بحر موّاج و اقيانوس خطرناكى است كه عدم خلوص ، خيلى ها را در آن غرق كرده و از بين برده است و مطمئنا اين خلوص نيت است كه به كار يك مداح ارزش مى دهد و به نفَس و حنجره او بركت مى بخشد. در حديثى از رسول مكرم اسلام صلّى اللّه عليه و آله مده است كه : ((عمل را از براى خداوند خالص كن تا اندك آن تو را كفايت كند))(65) . همچنين در حديث ديگرى از مولاى متقيان اميرالمؤ منين عليه السّلام وارد شده كه : ((چندان در قيد بسيارى عمل نباشيد و در قيد آن باشيد كه عملتان به درجه قبول برسد))(66) .

طاعت آن نيست كه بر خاك نهى پيشانى
صدق پيش آر كه اخلاص به پيشانى نيست
پايين ترين مرتبه اخلاص آن است كه انسان به همان اندازه كه در وسع اوست عملى را به جا آورد و به وسيله خلوص نيت ، ارزش آن عمل كم و كوچك را بالا ببرد. چنانچه در آيه شريفه قرآن دارد كه ؛ (( لايُكَلِّفُ اللَّه نَفسا اِلاّ وُسعَهَا)) (67) . خداوند بيشتر از آن چيزى كه توان شخص هست از او نمى خواهد و تكليفى كه بيشتر از توانايى كسى باشد بر دوش او نمى گذارد. پس چه لزومى دارد كه يك ذاكر پا بر اخلاص خود نهاده و عملى را انجام دهد كه كمترين ارزشى ندارد و بقيه اعمال او را نيز ضايع مى سازد. يكى از آفات بسيار مهلك در اين كار، ((ريا)) است . چرا كه شخص ذاكر هميشه در معرض نگاه هاى سايرين قرار دارد، بايد خيلى مواظب باشد كه اخلاصش به اين گناه آلوده نشود. چنانچه اميرالمؤ منين عليه السّلام مى فرمايد:
((خداى تعالى در روز قيامت به قرآن خوانان مى فرمايد كه آيا در دنيا چيزها را به شما ارزان نفروختند؟ (بخاطر صوت خوبتان ) آيا ابتدا به شما سلام نكردند؟ آيا حوائج شما را بر نياوردند؟ امروز شما ثوابى نداريد و در دنيا به ثواب خود رسيده ايد))(68) .
كليد در دوزخ است آن نماز
كه در چشم مردم گزارى دراز
اگر جز به حق مى رود جاده ات
در آتش كشانند سجاده ات
پس ذاكر اهل بيت عليهم السّلام نبايد اجازه دهد كه ميل به خواندن و هنرنمايى كردن در جمع ، خدايى ناكرده به رياكارى بيانجامد يا اينكه حق همكارش ضايع شود. انصافاً اگر مداح با اخلاص بخواند خودش بيشتر حال معنوى پيدا مى كند و مردم هم وقتى ببيند كه او در بند صدا نيست و مخلصانه مى خواند، بيشتر با خواندن او حال پيدا مى كنند.
از ديگر آفات خانمان سوز مداحى ((حسادت )) است كه كسى نتواند ببيند كه برادر ذاكرش بهتر از او مجلس دارى مى كند و يا مثلاً شعرى كه او خواند، خوب جا افتاد و بهتر اشك گرفت . به قول يكى از اساتيد بزرگوار بنده : ((اگر خواننده قبل از تو خوب خواند، تو كمكش كن بهتر بخواند و اگر بد خواند تو جبران نما)). اگر اين طور نباشد مداح بايد يك گوشه بنشيند و مدام حرص بخورد كه چرا ديگرى بهتر از او انجام وظيفه مى كند در حالى كه مردم مشغول فيض بردن و استفاده كردن هستند. بنابراين بايد بت ريا، خودپرستى و حسادت را در خود شكست چرا كه همگى براى يك هدف مشترك دور هم جمع شده ايم ، چه مداح و چه مستمع ، كه آن هدف هم چيزى جز عزادارى و تقرب پيدا كردن نمى باشد؛ نه هنرنمايى كردن و آواز خواندن .
محدث نورى ؛ در رابطه با اخلاص مداح مى فرمايد:
((مادحين مانند طالبين علوم دينى كارشان مردد بين دو چيز است يا خير عظيم ، اگر داراى اخلاص و قصد قربت باشد و يا خسران عظيم ، اگر فاقد اين دو باشد)).
اگر مداح مى بيند كه اخلاص در عمل او نيست نبايد به طرف تريبون رود و هميشه مراقب اين مسئله باشد و اين سئوال را از خود بكند كه خواندن او از روى چه خواسته و انگيزه اى نشاءت گرفته است . اگر خداى ناكرده از روى ريا و يا ميل خواندن و امثال اين هاست كلاً خود را از خواندن در آن مجلس معاف كند زيرا ضرر آن بيشتر خواهد بود و اثر مخرب آن در روحيه شخص باقى خواهد ماند به طورى كه در اثر عدم مواظبت ، نفْس او سركش شده و فكر مى كند هر جا كه در مجلسى شركت نمود، بايد حتماً بخواند!

منابع:


65- محجة البيضاء8/126.
66- همان .
67- بقره 286.
68- احياءالعلوم 2/264.

ذكر مصيبت در مداحی از ديدگاه رهبر معظم انقلاب

ذكر مصيبت در مداحی از ديدگاه امام خامنه ای

((ذكر مصيبت يك چيز قهرى است كه حتماً بايد انجام بشود... بنده گاهى مى بينم در مصيبت حضرت على اكبر و على اصغر و مسائل گوناگون كربلا، كلمات و تعبيراتى ، چه از طرف روضه خوان چه از طرف مداح كه احساسات خودش را بيان مى كند، گفته مى شود. گاهى احساسات را از زبان خودش بيان مى كند و گاهى از زبان آن بزرگواران بيان مى كند. اينها ذكر مصيبت نيست . آنچه را در كربلا گذشت بايستى بيان كرد و اين حادثه نبايد فراموش و مرده شود. اين حادثه بايد زنده بماند. ريز حادثه را بگوئيد. هر شبى در هر جلسه اى كه روضه بزرگوارى خوانده مى شود، ماجراى او بايد گفته شود، حالا يا به زبان شعر و يا به زبان نثر. اين يك بحث مفصلى است كه بايد با روضه خوان ها و منبرى هايى كه روضه مى خوانند، بيشتر در ميان گذاشته شود و الا برادران مداح طبعاً تا حدود زيادى مراعات مى كنند. اين امر هم از جهت محتوى و مضمون و هم از نظر شعر سرايى هرچه بهتر و هنرى تر باشد، تاءثيرش بيشتر است و دل مستمع را بيشتر جذب مى كند)).

اصل محبت در مداحى از ديدگاه رهبر معظم انقلاب

اصل محبت در مداحى از ديدگاه امام خامنه ای

((بحمدالله جان مردم و وجودشان به عشق و محبت اهل بيت آميخته است و براى شما بلبلان گلزار اهل بيت اين فرصت هست كه عواطف و احساسات مردم را سيراب كنيد)).

((از مداحى بايد براى پراكندن بهترين معارف اسلامى در باب اهل بيت استفاده كنيد. اين محبت كه مردم دارند بايستى در خواندن شما و گفتن شما عميق و ريشه دار و آتشين و برافروخته بشود. تشيع آيين محبت است . خصوصيت محبت ، خصوصيت تشيع است . كمتر مكتبى ، مسلكى ، دين و آيينى و طريقه اى را مثل تشيع پيدا مى كنيد كه اين قدر با محبت سر و كار داشته باشد. و علت اينكه فكر تشيع تا امروز با وجود آن همه مخالفتى كه با آن شده است باقى مانده اين است كه ريشه در زلال محبت دارد. تشيع دين تولى و تبرى است ، آيين دوست داشتن و دشمن داشتن است ، و عاطفه در آن ، با فكر هماهنگ و همدوش است و اينها خيلى مهم است . محبت ، اصل سحرآميز عجيبى است . اگر محبت در تشيع نبود، اين دشمنى هاى عجيبى كه تا كنون با شيعه شده بايد آن را از بين مى برد. همين محبت شما و محبت اين مردم به حسين بن على (عليه السلام ) ضامن حيات و بقاى اسلام است و اين معناى همان فرمايش امام است كه مى فرمودند: ((عاشورا اسلام را نگه داشت )). ايام فاطميه هم همين طور است . ولادت پيغمبر هم همين طور است . شما بايد با استفاده از اين هنر اين محبت را در ميان مردم عمق ببخشيد، تر و تازه نگاه داريد و برافروخته كنيد)).
((بسيارى شعرا هستند كه شعرشان بلند است ، اما آنچه را كه در مدح فلان وزير يا فلان كاتب يا فلان پادشاه گفته اند، آب و رنگ حقيقى يك اثر هنرى را ندارد و مشخص ‍ است كه عاطفه همراهش نيست . بر خلاف آنچه كه همين شعرا براى اهل بيت گفته اند. يعنى سروده آنها براى اهل بيت عاشقانه است و شعر حقيقى اين است )).
((مگر نمى گوييم حضرت فاطمه (سلام الله عليها) كارى كرد كه سوره ((هل اتى )) درباره او، شوهر و فرزندانش نازل شد؟ ايثار نسبت به فقرا، كمك به محرومان به قيمت گرسنگى كشيدن خود؛ (( وَ يُؤ ثَرُونَ عَلَى اَنفُسِهِم وَ لَو كانَ بِهِم خَصَاصَة )) (63) . ما هم بايد همين كارها را بكنيم . اين نمى شود كه ما، دم از محبت فاطمه زهرا بزنيم ، در حالى كه آن بزرگ وار به خاطر گرسنگان ، نان را از گلوى خود و عزيزانش مثل حسين و حسن و پدر بزرگوارشان بريد و به آن فقير داد. آن هم نه يك روز، نه دو روز بلكه سه روز ولى ما كه پيرو يك چنين كسى هستيم ، نه فقط نان را از گلوى خود نمى بريم تا به فقير بدهيم ، بلكه اگر بتوانيم نان را از گلوى فقرا هم بيرون مى بريم ! اين روايتى كه در ((كافى )) شريف و بعضى از كتب ديگر در باب علامات شيعه ناظر به همين است كه شيعه بايستى آن گونه عمل بكند. ما بايد نمايان گر زندگى آنها در زندگى خودمان باشيم ولو به صورت ضعيف . البته ما كجا و حتى از ما بزرگترها كجا و آن آستان بلند كجا؟ معلوم است كه ما حتى به محدوده دور دست زندگى آنها هم نمى رسيم ، اما ما بايد تشبه به آنها كنيم . اينكه ما در نقطه مقابل زندگى اهل بيت حركت كنيم و آن وقت ادعا كنيم جزو مواليان اهل بيت هستيم ، چنين چيزى ممكن نيست ! فرض بفرماييد كسى در زمان امام بزرگوارمان ، از دشمنان اين ملت كه امام دائم عليه آنها حرف مى زد تبعيت مى كرد، آيا مى توانست بگويد من تابع امام هستم ؟ آيا اگر چنين چيزى از زبان كسى صادر مى شد به او نمى خندند؟ عيناً همين قضيه در باب اهل بيت (عليهم السلام )مطرح است و ما بايد شايستگى خودمان را ثابت كنيم )).
((آقايان ! در اين شعرهايى كه مى سراييد و در اين بيانات و گفته ها كه در مراسم و محافل ، محبت فاطمه زهرا را در دل ها مى گنجانيد، چند بيت هم از دستورات و احاديثى كه از آن بزرگوار درباره نماز و مسائل گوناگون دينى نقل شده ، چاشنى آنها كنيد يا اگر شعر هم نداريد، به زبان نثر بگوييد تا آن محبتى كه فاطمه زهرا در دل ها دارد با بيان شما مشتعل شود. به قول صائب كه مى گويد:

عشاق را به تيغ زبان گرم مى كنيم
چون شمع تازيانه پروانه ايم ما
اين وصف حال شماست كه آن محبت را در دل ها بر مى انگيزانيد و لذا بايد از آن براى فرا گرفتن دو كلمه از معارف فاطمه زهرا استفاده بشود)).

منابع:


62- ديدار مقام معظم رهبرى با مداحان تهران ، قم و كرج به مناسبت ولادت حضرت زهرا(س ).
63- و در عين تنگدستى ديگران را بر خود بر مى گزينند./حشر 9.

پيام مداحى از ديدگاه رهبر معظم انقلاب

پيام مداحى از ديدگاه امام خامنه ای

((شما برادران عزيز بايد پيامى را كه آن پيام هميشه به مداحان اهل بيت ارزش مى داده همواره حفظ كنيد و آن پيام ، پيام حفظ دين حق الهى در سايه ولايت اهل بيت و مبارزه با دشمنان اهل بيت و مبارزه با دشمنان حق و تمامى طواغيت و عصيانگرانى است كه در مقابل حق قرار دارند. اين پيام بايد حفظ شود)).
((كسانى در دشوارترين دوران هاى تاريخ اسلام ، پرچمى را بر دوش گرفتند كه هر كس آن پرچم را كه پرچم ولايت حقيقى اسلام و پرچم آن حقى است كه قرآن ناطق است ، بر دوش مى گرفت ، بايد شديدترين شكنجه ها را تحمل مى كرد. مساءله اين بود كه مثل ((كميت ها)) و ((فرزدق ها)) و ((حميرى ها)) و ((دعبل ها)) و از اين قبيل كم نبودند و فقط اين نبود كه شعرى را بر اساس عقيده شان بگويند و براى چند نفر بخوانند بلكه مساءله اين بود كه شعر آنها حامل يك پيام و حامل يك رسالت بود و چيزى را مى خواست به مردم تعليم بدهد. علت اينكه كميت تحت تعقيب قرار مى گرفت و دعبل مى گفت من پنجاه سال است كه دار خود را بر دوش مى كشم ، همين پيام شعر آنها بود)).
((من انتظار دارم برادران پيام را هيچ وقت فراموش نكنند، شما كه الحمدالله برگزيدگان هستيد در سراسر كشور، بايستى به مداحان و همه كسانى كه در اين رشته و در اين ميدان وارد هستند اين مطلب را توصيه كنيد و به صورت قطعى در آوريد)).
((در شعرى كه مى خوانيد حتما پيام را رعايت كنيد... اولين چيزى كه بايد مورد توجه قرار گيرد، پيام است و پيام بايد هم در مصيبت ، هم در مدح و هم در اخلاقيات وجود داشته باشد)).
((اين به عهده شما است كه همچنان استوار و قوى ، اشعارى را كه از لحاظ زبان و معيارهاى شعرى در سطح بالا و در عين حال حامل پيام انقلاب باشد بسراييد و براى مردم بخوانيد و مجالس شادى و عزاى اسلامى را با مدايح خود و با ذكر پيامى كه همه پيامبران و اولياء و اوصياء داشتند و مداحان آنها هم بايد داشته باشند مزين كنيد، يعنى پيام دفاع از حق و مبارزه با باطل كه امروز دنيا را فراگرفته است )).
((يكى از شعراى معروف دوران بنى اميه و بنى عباس به نام ((بشار بن برد)) مى گويد: خدا رحم كرد كه ((سيد حميرى )) آن شاعر بزرگ اهل بيت به سرودن اشعار مكتبى پرداخت ، والا اگر قرار بود او هم مثل ما مدح و غزل بگويد و به خلفا تقرب جويد چيزى و جايى براى ما باقى نمى ماند و اين خود نشان مى دهد كه شاعر اهل بيت از لحاظ ميزان شعرى در پايه اى قرار دارد كه بشار بن برد، يكى از شعراى طراز اول كه آن طور كه من احساس مى كنم و مى فهمم او در طبقه دوم و دوره دوم شعراى صدر اسلام ، نفر اول است . او را كسى مثل سعدى و حافظ فرض كنيد مى گويد اگر قرار بود همان شعرهايى كه ما مى گوييم و همان مضمون هايى كه ما به كار مى بريم و آن تقربى كه ما به خلفا مى جوييم ، سيد حميرى هم وارد اين ميدان ها مى شد و حاضر بود به اين حرف ها تن دهد، براى ما جايى و مقامى باقى نمى ماند و همگى به او اختصاص پيدا مى كرد. او اين طور به فضيلت و عظمت سيد حميرى اعتراف مى كند. حالا اين سيد حميرى چه كسى است ؟ سيد حميرى كسى است كه خواندن اشعار در مجلس سه نفره ، به آن خاطر كه حامل پيام است ، ممنوع بود. مسئله اين است و شما پيروان آن سلسله هستيد و شجره شما به مداحان اهل بيت يعنى اينها مى رسد)).

اصل محتوای مداحى از ديدگاه رهبر معظم انقلاب

اصل محتوای مداحى از ديدگاه امام خامنه ای

((يكى از چيزهايى كه بايد در اشعار مداحان باشد مفاهيم بلند اسلامى در باب توحيد مثلا يا در باب نبوت است و بهترين اشعار قدما در باب توحيد و نبوت همين مدايحى است كه شعراى بزرگ ما در مقدمه ديوان ها و مثنوى هايشان گفته اند. انسان حقيقتا با مضامين قوى و روشنگر اين اشعار، پيغمبر يا امام يا فاطمه زهرا(سلام الله عليها) را مى شناسد. البته آن طور كه بايد، نمى شود شناخت و ما نمى توانيم آن بزرگواران را درست بشناسيم لكن در آن حدى كه ممكن است مى توان آنها را شناخت . مثلاً راجع به اميرالمؤ منين (عليه السلام )، وقتى شعرى خوانده مى شود، ما آدم هاى پايين و متوسط، هم مقام معنوى على يعنى آن چيزى كه ما خبر كمى از آن داريم هم عبادت اميرالمؤ منين (عليه السلام )، هم مظلوميت اميرالمؤ منين (عليه السلام )، هم عدل او، هم ضعيف پرورى او، هم دشمن ستيزى او و هم جهاد او را مى توانيم بشناسيم .
ما وقتى پانزده سال ، بيست سال پيش اين حرفها را مى زديم ، خيلى ها مى شنيدند، اما نمى فهميدند ما چه مى گوييم . مى گفتيم آقا فقط نپردازيد به خط و خال خيالى چهره ائمه (عليهم السلام ). در تعريف زلف امام ، يا ابروى امام و يا چشم امام شعرهايى مى خواندند، حال اينكه اينها تعريف نيست . حالا اگر اميرالمؤ منين (عليه السلام )، ابرويش ‍ كمانى باشد يا كمانى نباشد، در شخصيت او چه اثرى مى گذارد؟ زلف او افشان باشد يا نباشد، مگر چه اثرى مى گذارد كه بياييم در قصيده اى راجع به اميرالمؤ منين ، از زلف آن حضرت بگوييم ؟ آن وقت مى گفتند و مى خواندند، لكن اكنون به نظرم كم شده و ان شاءالله كه اين چيزها حالا نباشد. وقتى مى گفتيم آقا اينها را چرا مى گوييد؟ تعجب مى كردند و مى گفتند كه پس چه بگوييم ؟ آن روز وقتى مى گفتيم آقا از مسائل زندگى على بگوييد، از برجستگى هاى علمى او بگوييد، برايشان روشن نبود. اما امروز براى همه ، زندگى اميرالمؤ منين (عليه السلام ) روشن است . زهد او در زمان حكومت ، چيز كمى نيست كه يك نفرى حاكم باشد و تمام ازمه قدرت در كف اقتدار او باشد، بيت المال دست او باشد، قدرت دست او باشد، شمشير دست او باشد، نفوذ كلمه دست او باشد، اما زندگى شخصى اش آن چنان باشد كه خود او به ياران نزديكش بگويد شماها نمى توانيد مثل من زندگى كنيد. آن قدر سخت است كه به عثمان بن حنيف مى گويد:
(( اَلا وَ اِنَّكُم لا تَقدِرُونَ عَلَى ذَلك )) (59) . آن وقت غذايش به گونه اى باشد كه راوى از اصحاب اميرالمؤ منين (عليه السلام )، به قنبر، خادم آن حضرت بگويد، چرا اين غذا را به اين پيرمرد مى دهى ؟ على پيرمرد شده چرا اين نان جوين سخت و خشك را به مرد شصت ساله مى دهى ؟ قنبر در جواب گفت : ((اين كار را من نمى كنم ، بلكه خود او اين نان را داخل كيسه اى مى گذارد و در كيسه را مى بندد، گاهى هم مهر مى كند كه كسى باز نكند و نان را با روغن مخلوط كند)).
(( اَلا وَ اِنَّ اِمَامَكُم قَد اِكتَفَى مِن دُنيَاهُ بِطَمرَيهِ وَ مِن طِعَمِهِ بِقُرصُيهِ)) (60)
اين بُعد از زندگى حضرت را بيان كنيد تا مقايسه بشود بين اميرالمؤ منين و خصوم اميرالمؤ منين در تاريخ و امروز. آن كسانى كه امروز در دنيا داعيه حمايت از مظلومان ، مستضعفان ، ملت ها، آزادى و حقوق بشر دارند، چگونه زندگى مى كنند؟ آيا در جوامع آنها فقير و مستمند نيست ؟ آيا سر گرسنه اى بر بالين نهاده نيست ؟ امروز شما اين چيزها را خودتان مى توانيد خوب تصور كنيد و بعد براى ديگران به تصوير در آوريد. جهاد اميرالمؤ منين كه از همان اول ، از دوران كودكى ، از يازده يا دوازده سالگى و تا آخر عمر با دشمنان مشغول مبارزه بود و در اين راه جان داد، خيلى چيز مهمى است . اين را يك شاعر، بسيار خوب مى تواند بيان كند و يك گوينده به خوبى مى تواند در ذهن مردم و تا اعماق دل و جانشان نفوذ بدهد. اين پيوند عاطفى خودتان با ائمه (عليهم السلام ) و مسائل اخلاقى را حفظ كنيد))(61) .
((از لحاظ مضمون بايد سه ركن در مدح و شعر خواننده و مداح وجود داشته باشد. من از آقايان مداحان محترم خواهش دارد در ركن اول همچون روش سابق و معمول مداحان ، ابتدا غزل و يا قصيده اى را برگزينند كه در آن از اخلاق انسانى ذكرى شده باشد، آن هم با روش مناسب و صداى خوب شما، تا مردمى كه گوش مى دهند كاملاً تحت تاءثير قرار بگيرند. در ركن دوم ، معارف اسلامى را از ركن توحيد و از انقلاب و از مسائل انقلاب و مسائل مربوط به زندگى ائمه ، از ابعاد مبارزه و ابعاد انقلابى مطرح كنند. و در ركن سوم هم كه ذكر مصيبت است بايد البته با بعد انقلابى مطرح بشود. و حتماً بايد مصيبت ذكر بشود. گاهى در بعضى روضه خوانى ها مصيبت اصلاً ذكر نمى شود. مصيبت ، يعنى آن واقعه اى كه اتفاق افتاده بايد تشريح بشود)).
((جامعه مداح بايد از زبان خوب ، شعر عالى و محكم و گويا و محتواى خوب ، شعر اخلاقى ، تاريخى و اعتقادى ، شعر مربوط به توحيد و نبوت و ولايت كه درباره همه اينها شعر هست بهره بگيرد. در زبان فارسى از شعراى قديم گرفته تا شعراى امروز، آن قدر شعر خوب و حكمت آميز وجود دارد كه اگر كسى بخواهد ده سال تكرارى نخواند مى تواند در تمام موضوعات شعرهاى خوب و حكمت آميز اعم از اعتقادى و اخلاقى و مصيبت و مدح و مسائل اجتماعى و مسائل انقلاب و امثال اينها را بيرون بياورد)).
((نكته ديگر انتخاب شعر و مضمون و آهنگ است . آقايان بايد شعرهاى خوب را انتخاب كنند. البته شعرهايى هم كه خوانده شد خوب بود و من مى پسندم . بعضى از آنها خيلى خوب بود. گاهى ديده مى شود براى مردمى كه سراپا گوش هستند، شعر را از نظر آهنگ خيلى زيبا مى خوانند اما از نظر مضمون خيلى ضعيف و پيش پا افتاده است ، مردم را هم تحت تاءثير قرار مى دهد، اما اين كافى نيست . شما اگر شعر قوى خوش مضمون ، صحيح و محكم و متقن را كه مضمون خوبى داشته باشد را بخوانيد، سطح فكر مردم را بالا مى بريد.
در كار مداحى حتماً بايد سه ركن رعايت شود. يكى مسائل اخلاقى است كه حالا دارد فراموش مى شود. يك روزى بود كه خود ما با طرح مسائل اخلاقى در منبر موافق نبوديم . من وقتى ديوان صائب را با تجديد چاپ خوب دريافت كردم با اينكه خود سالها پيش ديوان صائب را مكرر نگاه كرده بودم ديدم چقدر غزل اخلاقى بسيار جالب در اين ديوان هست كه باب شماست . اين چيز خيلى مهمى است و هيچ شاعرى بهتر از اين نگفته است . بنده قرص و محكم عرض مى كنم كه بهتر از آنچه در ديوان صائب ديدم البته از مجموع آنچه كه شعراى سبك هندى گفته اند هيچ كس نگفته است .
مطلب ديگر، راجع به تصوير دنيا از نظر انسان است . آن ديد ظريف و مو شكاف به سبك هندى شعر صائب خيلى قيمت دارد و شما وقتى يك بيت از آن را بخوانيد دل ها را منقلب مى كنيد. مثل : ((از رباط تن چو بگذشتى دگر معموره نيست )). اين سفرى كه در دنيا سير مى كنيم ، آخرين رباط ما است ، آخرين كاروانسراى ما است .

از رباط تن چو بگذشتى دگر معموره نيست
زاد راهى بر نمى دارى از اين منزل چرا؟
شما ببينيد اين شعر چطور انسان را منقلب مى كند و هزاران بيت از اين قبيل هست . قسمت ديگر، معارف اسلامى است كه امروز با معارف انقلابى كه ما به آن سياست مى گوييم انطباق پيدا مى كند. هيچ شعرى نبايد از اين مطالب خالى باشد! اينها معارف اسلامى است . اين (( هَيهَات مِنّا الذِّلَة )) را كه امروز به زبان مردم افتاده است و در زمان طاغوت كمتر به زبان جارى مى شد، فراموش نكنيد. آن موقع چون همه ذليل بوديم هيهات نداشت . ذليل اجانب و استكبار، ذليل دربار، ذليل دولت ، ذليل ساواك ، ذليل پليس ، نقش خودمان همه ذلت بود، همه زور مى گفتند، خودمان هم به خودمان زور مى گفتيم ، و لذا اين جمله بر زبانى جارى نمى شد، اگر هم كسى مى گفت خيلى جدى نبود، گاهى كه از زبان مرحوم مدرس يا آيت الله كاشانى و شخصيت هايى از اين قبيل يك كلمه اى نقل مى كردند كه مثلاً مرحوم مدرس به رضاخان فلان گفت يا مرحوم كاشانى بهمان گفت ، چقدر براى ما بزرگ مى آمد و تعجب مى كرديم ! كه اينها چقدر جراءت داشتند، عزت را در عملشان تجسم دادند كه اين كلمه را گفتند و ذلت را قبول نكردند. شما حالا نگاه كنيد ،جامعه ما يك زبان و يك صدا در مقابل همه استكبار عالم اين سربلندى و عزت را نشان مى دهد و اين (( هَيهَات مِنّا الذّلة )) را در عمل نشان مى دهد)).

منابع:


58- بيانات مقام معظم رهبرى در جمع مداحان سراسر كشور در تاريخ ‌هاى 22/12/63، 30/11/65، 28/10/68 و 17/10/69.
59- بدانيد كه شما قادر برآن نيستيد. نهج البلاغه نامه 45.
60- بدانيد كه پيشواى تان از دنيايش به دو جامه فرسوده و دو قرص نان بسنده كرده است ./همان .
61- بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار با مداحان 28/10/68.

اولين مداحان اهل بیت

اولین مادحان اهل بیت

((ستايشگرى )) و مدح اهل بيت عليهم السّلام از ديرباز در فرهنگ شيعه ريشه داشته و از همان سال هاى آغازين پيدايش اسلام ، كار خود را شروع نموده است كه تاريخ به خوبى نمايان گر اين مسئله مى باشد و به عنوان يك رسالت تاريخى نسل به نسل تكرار گشته و به دست ما رسيده است . به جراءت مى توان گفت كه يكى از شالوده هاى اصلى شعر شيعى ، ستايشگرى اين خاندان بوده و مى باشد كه با مشاهده چند صفحه از تاريخ اسلام ، پى به منزلت و ريشه دار بودن آن در ادبيات دينى ، برده مى شود. پس سزاوار است كه چند كلامى در اين زمينه به صحبت بپردازيم .
ستايشگرى ائمه اطهارعليهم السّلام در گذشته فقط به صورت سرودن اشعار و قصايدى در مدح آن بزرگواران بوده و ربطى به خوانندگى نداشته بلكه اصل و نهاد مدح بر شعر مبتنى بوده است . و اگر كسى شعرى را مى سروده ، خود وظيفه خواندن آن را نيز بر عهده مى گرفته است . به همين دليل شعرا از نعمت صداى نسبتاً خوش نيز بهره مند بوده اند اما به جهت محدوديت تعداد شعراى اهل بيت عليهم السّلام كم كم اشعار آنها به وسيله افراد ديگرى كه از صداى بهترى بهره مند بوده اند، خوانده شد و همين مسئله باعث پويايى و رواج مدح و ستايش اين خاندان در بين شيعيان آنها گرديد. اما اين به هيچ وجه موجب كم رنگ شدن و يا ضعيف شدن شعر مذهبى نگشته بلكه سبب قوام بيشتر آن نيز به واسطه ترويج شعر، از ناحيه مداحان گرديده است . فقط كم كم موجب جدا شدن حيطه كارى شعرا از مادحين گرديده كه آن هم هيچ گونه ضررى به فرهنگ ستايشگرى وارد نساخته است ؛ كه يك دسته فقط شعر بگويند و دسته ديگر با نفس مسيحايى خود، به خواندن آن بپردازند چرا كه اين فرهنگ ، متكى به ولايت بوده و با بهره گيرى از نور وجودى ائمه معصومين عليهم السّلام به دست شعرا داده شده است . يكى از شاعران به نام و ستايشگران خوب اهل بيت عليهم السّلام آقاى ((غلامرضا سازگار))، در زمينه پشتوانه شعر دينى مى گويد:
((پشتوانه شعر متعهد دينى ، عمدتاً جهات معنوى و ابعاد روحانى موجود در سيره اهل بيت و مكارم والاى اخلاقى و معارف ارزشمندى است كه در گفتار و كردار رهبران معصوم دينى سراغ داريم و نيز عنايت خاصى است به حضرات ائمه اطهار نسبت به شعراى متعهد مذهبى ابراز مى كردند و آنان را مورد تفقد كريمانه خود قرار مى دادند و از اينها كه بگذريم بايد از اقبال مستمر مخاطبانى ياد كرد كه هميشه شيفتگى خود را نسبت به آثار منظوم دينى ابراز كرده اند و شعراى متعهد دينى را مورد تكريم و ستايش خود قرار داده اند)).
آرى ، برخورد كريمانه و تشويق ائمه اطهارعليهم السّلام باعث تحريك شعرا براى سرودن مدايح و مراثى اين ذوات مقدسه شده و همواره مورد تاءييد آنها بوده است و با بيان توصيه هائى بجا و نقد و بررسى شعر آنها، سعى در قوت و استحكام اين فرهنگ داشته اند. آنها هم خود شاعران بسيار توانا و زبردستى بوده و هم شاگردان بزرگى را تربيت كرده و از منبع علم لايزال خود بهره مند ساخته اند. شعراى بزرگى چون عبدالله بن عباس ، اروى دختر عبدالمطلب و عمه رسول خداصلّى اللّه عليه و آله حسان بن ثابت ، عامر بن اكوع ، كعب بن مالك ، خزيمة بن ثابت ، عمار ياسر، صعصعة بن صوحان ، حجر بن عدى ، قيس بن سعد بن عباده ، منذر بن جارود عبدى ، سليمان صرد خزاعى ، عدى بن حاتم طايى ، هاشم مرقال ، مالك اشتر و ابوالا سود دوئلى كه از محضر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و اميرالمؤ منين عليه السّلام بهره هاى بسيار برده كه توانايى خود اين دو بزرگوار در سرودن اشعار دينى و نقد و انتقاد شعر شاعران دينى ، سهم بسزايى در اشاعه آن داشته است .
اشعارى كه پيامبرصلّى اللّه عليه و آله و على عليه السّلام در جنگ ها به عنوان رجز و نيز اشعارى كه در سوگ همسر عزيزشان فاطمه زهراعليهاالسّلام ،فى البداهه مى سروده اند، حاكى از روحى سرشار و ذوقى قوى مى باشد كه نمونه هايى از آن در تاريخ ذكر شده است . همچنين آن سروران شعر بقيه شعرا را نيز نقد مى نموده اند و خصوصاً اشكالات معنوى را به آنان گوشزد مى فرموده اند. به عنوان مثال ؛
((روزى كعب بن مالك قصيده اى در مدح حضرت رسول مى سرايد و تصميم مى گيرد كه آن را در محضر آن بزرگوار بخواند اما به دليل شلوغ بودن مجلس قادر به قرائت آن نبود. رسول مكرم اسلام كه مجلس را آماده شنيدن قصيده كعب نمى بيند، با دست مبارك خود، مردم را به سكوت دعوت كرده و به كعب اجازه خواندن قصيده اش را مى دهند. كعب شروع به خواندن مى كند تا شعر به اين بيت مى رسد؛
ان الرسول لسيف يستضاءُ به و صارم من سيوف الهند مسلول كه حضرت به اين بيت از شعر او انتقاد كرده و به او مى فرمايند كه عبارت ((سيوف الهند)) را به ((سيوف الله )) تغيير دهد(36) و با اين كار اذهان عمومى مردم و شاعران اهل بيت را به اين نكته متوجه مى سازند كه نبايد رابطه مقام منيع رسالت و نبوت ايشان را جداى از مبداء وحى الهى دانست و رسول خدا به او مى فرمايند: مؤ من با شمشير و زبانش جهاد مى كند و سوگند به خدايى كه جانم در دست اوست شعر شعرا به منزله تيرى است كه به طرف دشمن نشانه رود))(37) .
و با جهت دهى شعر دينى در مسير صحيح آن ، كوشيدند تا آن را به شعرى ارزشمند و هدف گرا تبديل كرده تا اثر مطلوب خود را در خودى و دشمن داشته باشد و به فرموده ايشان به منزله سلاحى در برابر دشمن قرار گيرد تا موجب خوار شدن و رسوايى دشمنان اسلام شود. به شعراى زمان خود مى فرمودند:
((سوگند به خدائى كه جانم در دست اوست شما شاعران با شعرتان به سوى دشمن نشانه مى رويد))(38) .
((دشمنان را هجو كن و تا زمانى كه مشغول هجو هستى روح القدس (جبرئيل ) با توست ))(39) .
حضرت به كار بردن شعر هدفمند ارزشى را به منزله جهاد و مبارزه با دشمنان دين مى دانستند و به تشويق شعرا به سرودن اشعارى ايچنين پرداخته و آنها را در قبال شعرشان مورد تكريم قرار مى دادند و در مورد شعرا، راءفت و مهربانى بيش از پيش از خود نشان داده و آنان را مورد عنايت خاص خود قرار مى دادند. از جمله اين شاعران ((حسّان بن ثابت )) است كه حضرت در مورد او فرمودند: ((خداوند حسان را به وسيله روح القدس مدد مى فرمايد، تا زمانى كه از حريم رسول خدا در برابر دشمنانش دفاع مى كند))(40) .
حضرت در جريان غدير نيز از حربه شعر براى ماندگار شدن اين واقعه عميق تاريخى استفاده كرده و به حسان فرمودند:
((اى حسان ! تو مؤ يد به دم روح القدسى مادامى كه ما را با زبان شعر خود يارى كنى ))(41) .
شاعر ديگرى كه مورد عنايت خاص حضرت واقع شد ((عامر بن اكوع )) بود كه شعر حماسى او در جنگ خيبر به لوحى پايدار در تاريخ اسلام تبديل گرديد كه در همان جنگ هم به شهادت رسيد. پيامبر در مورد او دعا كرده و آمرزش او را به خاطر خدمتش به اسلام از خدا طلبيد(42) .
در تاريخ آمده كه ؛
((روزى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در مجلسى كه على عليه السّلام نيز حضور داشتند، اظهار علاقه به شنيدن شعر حضرت ابيطالب عليه السّلام نمودند كه اميرالمؤ منين عليه السّلام برخاسته و شعر پدر بزرگوار خود را در مجلس قرائت كردند. در اين لحظه مردى كنانى فى البداهه به تضمين شعر ابيطالب عليه السّلام پرداخته و با عوض كردن قالب آن ، شعر جديدى را سرود كه باعث خوشحالى و مسرّت پيامبرصلّى اللّه عليه و آله و اهل مجلس ‍ گرديد. حضرت به او فرمودند: اى مرد كنانى ! خداوند به ازاى هر بيتى از اين شعرت ، خانه اى در بهشت به تو كرامت فرمايد و وى را مورد تفقد قرار دادند))(43) .
گذشته از معصومينى چون پيامبر اكرم ، على ، فاطمه زهرا، امام حسن مجتبى ، امام حسين ، امام سجاد، و على بن موسى الرضاعليهم السّلام كه وصل به منبع لايزال وحى و علم الهى بوده اند، فرزندان اين خاندان نيز از شاخصه هاى ادبيات عرب به شمار مى روند. كسانى چون عقيله بنى هاشم حضرت زينب ، قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس ، رباب همسر فداكار سيدالشهدا و حضرت سكينه عليهم السّلام كه به تربيت شعراى بزرگى چون ((فرزدق ))، ((جرير))، ((كثيّر عزة بن عبدالرحمن خزاعى )) و... پرداخته اند. اشعارى كه امام حسين ، حضرت عباس ، و حضرت سكينه عليهم السّلام در روز عاشورا خواندند از برترين و معروف ترين اشعار شيعى محسوب مى شود كه كمابيش همگى با آن آشنايى داريد و از جايگاهى عالى در مقام شعر و شاعرى برخوردار است .

منابع:


36- مستدرك حاكم نيشابورى 3/582.
37- مجمع البيان 7/208.
38- مستدرك احمد بن حنبل 3/456.
39- الغدير2/8.
40- مستدرك حاكم 3/477.
41- الغدير2/7.
42- اسد الغابة 3/125.
43- امالى شيخ طوسى /46.

توصیه امام خامنه ای و آیت الله بهجت به مداحان اهل بیت

توصیه رهبر انقلاب و مرحوم آیت الله بهجت به مداحان

مقام معظم رهبرى :

((مسئله مداحى ، مسئله پراكندن مدايح ، فضايل و حقايق ، در قالبى كه براى همه شنوندگان ، قابل فهم و درك باشد و در دل آنها تاءثير بگذارد))

 
آيت الله العظمى بهجت:

((آقايان مداح اهل بيت بايد بدانند در چه موقعيتى هستند مادحين با عمل بايد بفهمانند كه از محبت اهل بيت نبايد دست برداشت ))


آخرالزمان چیست

آخرالزمان چه زمانی است؟

در ادیان آسمانی و برخی مکاتب، فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها کم و بیش هشدارهایی درباره آخرالزمان به چشم می خورد و توجه به آن با برخی هشدارها نسبت به اتفاقات آخرالزمانی همراه است. ادیان و مکاتب الهی از زمانی سخن به میان می آورند که انسان در معرض رویدادها و سختیهایی قرار گرفته و با بحرانهای فراروی خویش دست و پنجه نرم می کند. این حوادث و رویدادها با ادبیات مفهومی مشابهی، درباره آنچه اتفاق در مقطعی از تاریخ انسان خواهد افتاد، در مکاتب و ادیان الهی توصیف گردیده و هشدارهایی رمزگونه را نسبت به آن به همراه دارد. در این مجموعه بر آنیم تا با عیار نقد، آخرالزمان  و اتفاقاتی که از وقوع آن حکایت می کند را از دیدگاه مکاتب و ادیان توحیدی مورد بررسی قرار داده و با نگاهی تطبیقی، بن مایه های مشترک این موضوع را مورد کنکاش قرار دهیم.

1- تعریف و ماهیت آخرالزمان:

آخرالزمان به بخش پایانی دوران که در نهایت به قیامت می پیوندد، گفته می شود. رخداد آخرالزمان و به پایان رسیدن حیات بشر در این جهان، بدون ‌شک مهم‌ترین رویدادی است که می‌تواند در زندگی بشر تجربه شود و تصویر آن بی‌مسامحه عظیم‌ترین و آخرین پرده نمایش زندگی انسان به شمار می‌رود. اعتقاد به این دوره  از زمان که با ظهور منجی از آن به عنوان عصرگذار از تاریکیها و سختیها به «فوتوریسم‏» یاد می شود. از  جمله مسایلى است که در بحثهاى تئولوژیک تمام مذاهب و ادیان درباره آن بحث و گفتگو شده است. همه ادیان در بیان آخرالزمان و ارائه  تاویل و تفسیر های  خویش مشترکند .

همچنین اعتقاد به ظهور منجی در آخرالزمان در کیش های آسمانی از جمله زور استریانیسیم (مذهب زرتشت)، جودائیسم (مذهب یهود) و سه مذهب عمده مسیحیت: کاتولیک، پروتستان، ارتودِ کس، به مثابه یک اصل مسلم پذیرفته شده است. در این راستا، دو مذهب عمده اسلام، تشیع و تسنّن هم در ظهور " مهدی" در دوران واپسین زمان، اتفاق نظر دارند .

آخرالزمان به بخش پایانی دوران که در نهایت به قیامت می پیوندد ،گفته می شود . رخداد آخرالزمان و به پایان رسیدن حیات بشر در این جهان، بدون‌شک مهم‌ترین رویدادی است که می‌تواند در زندگی بشر تجربه شود و تصویر آن بی‌مسامحه عظیم‌ترین و آخرین پرده نمایش زندگی انسان به شمار می‌رود

آنچه که در نگاه آخرالزمانی ادیان و اندیشه ها به عنوان موضوع مشترکی مورد پرسش قرار می گیرد اینست که آینده بشر آبستن چه اتفاقاتیست و حد نهایی تاریخ بشر به کجا ختم می شود؟ بر این اساس پاسخهای گوناگون و تامل برانگیزی که به این پرسش داده می شود، انگیزه کنکاش در آینده و توجه به سرنوشت را برای بشر ایجاد می کند. لذا مشاهده می کنیم که سیاستهای متفاوتی بر اساس پژوهشها و تاویلاتی که کرسی های آینده پژوهی در جهان ارائه می دهند شکل می گیرد و دغدغه سرنوشت نهایی تمدن انسانی به صورتهای گوناگونی نظیر یک روش یا جریان سیاسی، یک گروه و بافت اعتقادی خاص، مجموعه ای از فیلمها و یا رمانهای جهت دار، مقالات و نظریه های علمی و تحلیلی، در فضای عمومی جوامع بشری رخ می نمایاند.

 

2-آخرالزمان و پویش آینده

شوق آگاهی از سرنوشت، در سرشت آدمی نهاده شده است. با نگرشی كوتاه به تاریخ زندگی بشر درمی‌یابیم یكی از دغدغه‏های همیشگی انسان، چگونگی فرارسیدن پایان این جهان و حیات پس از مرگ بوده است. برای مباحثی پیرامون آمدن موعود، جاودانگی روح، پایان این جهان و فرارسیدن جهان دیگر، واژه «اسكاتولوژی» به كار می‌رود. این واژه به معنای شناخت آخرالزمان‏ و آخرت، از كلمه «اسكاتوس» یونانی به معنای «آخر» یا «بعد» گرفته شده است.

در آثار برخی از اندشمندان آینده  پژوه آخرالزمان را معادل فوتورسیم یعنی تفکری که مبتنی بر کنکاش و استخراج اتفاقات آینده است ،می دانند. سه دین ابراهیمی یهودیت، مسیحیت و اسلام، از نزدیك بودن آخرالزمان و آخرت سخن گفته‏اند. جمعی از یهودیان و همه مسیحیان، این دو دوره را به گونه‏ای بر هم منطبق می‌دانند؛ اما جمعی دیگر از یهودیان و همه مسلمانان، آخرالزمان و آخرت و یا به عبارتی، عصر ظهور و روز قیامت را دو دوره جدا از هم می‌دانند.

مهم‌ترین بعد آینده‌شناسی درادیان و جلوه‌گری غایت‌مندی تاریخ و نظریه جامع و كامل «نجات گرایانه» دین، «آموزه منجی گرایی» است. این آموزه‌، آینه تمام‌نمای پیش‌گویی است. ترسیم آموزه های منجی گرایی، پاسخ‌گویی به بسیاری از دغدغه‌ها و سؤال‌های انسان در طول تاریخ و چشم‌اندازی الهی و ایمانی به جامعه‌ای برتر و كارآتر است

باورهای مربوط به آخرالزمان، بخشی از مجموعه عقیده هایی است که به مباحثی پیرامون فرجام تاریخ، پایان دوران و نهایت سرنوشت بشر دیگر معطوف شده  و ادیان بزرگ درباره آن پیشگویی هایی کرده اند، تصویری که این پیشگوئیها از آینده انسان نشان می دهد می توان آن را نوعی آینده انگاری و آینده پژوهی دانست.

در ورای همه آینده‌نگری‌ها و آینده‌نگاری‌ها در طول تاریخ، همواره بشر شاهد آینده‌شناسی دینی بوده است. این آینده‌شناسی، نگاهی روشن و جامع به كلّ تاریخ و پیش‌گویی حتمی و فراگیر آینده است. «قرآن» و «روایات معصومین علیهم السلام» در شریعت اسلام، نمونه كامل این آینده‌شناسی وحیانی و غیبی هستند و موارد فراوانی از این پیش‌گویی‌ها، در طول تاریخ محقّق شده است. البته علم به آینده فقط در دست خداوند است و او است كه پیامبران و حجّت‌های خود را از آن آگاه می‌سازد تا دلیلی بر حقانیت آنها و معجزه‌ای بر راستی آنها باشد.

مهم‌ترین بعد آینده‌شناسی درادیان و جلوه‌گری غایت‌مندی تاریخ و نظریه جامع و كامل «نجات گرایانه» دین، «آموزه منجی گرایی» است. این آموزه‌، آینه تمام‌نمای پیش‌گویی است. ترسیم آموزه های منجی گرایی، پاسخ‌گویی به بسیاری از دغدغه‌ها و سؤال‌های انسان در طول تاریخ و چشم‌اندازی الهی و ایمانی به جامعه‌ای برتر و كارآتر است.

بطوری که همه ابعاد و مؤلّفه‌های مساله «آینده‌پژوهی» در این آموزه وجود دارد: هم تفسیر كلان از حیات معقول بشری و فرجام شناسی تاریخ (فلسفه نظری تاریخ) است؛ هم تصویر و ترسیم روشنی از وضعیت‌های مختلف (و در نهایت وضعیت حتمی) و هم راه‌ و نظام رسیدن به آن. بر این اساس پیوند محکمی میان آینده‌پژوهی و منجی گرایی وجود دارد. چرا که این مساله، كاوش نظام‌مند تاریخی، اجتماعی، سیاسی، كلامی و تفسیری این مساله و شناخت و فهم آینده بر اساس آن است.


منابع:

1- دائرة المعارف جامع اسلامی ج1 ص37

2- تاریخ ابن‌خلدون، ج‌1، ص‌303.

3- نجات بخشى در ادیان، ص‌13 و 14؛ على و پایان تاریخ، ص15 25.

4- هزاره گرایى، ص‌25.

5- نجات‌بخشى در ادیان، ص‌13 و 14.

6- (قیام و انقلاب مهدى، ص‌5‌.

7- اوستا، گاهان، یسنه 46، ب‌3 و یَشتها، ؛ نجات‌بخشى در ادیان، ص‌3 ـ 71.

8- بحران دنیاى متجدّد، ص‌1 و اوپانیشاد، ص‌772 ـ 774 و 737.

9- بودا، ص‌518 و 519‌؛ على و پایان تاریخ، ص‌23.

10- کتاب مقدّس، اشعیاء 11 و 12، یوئیل 3 و 4، زکریا 9، دانیال 2: 44، و‌7: 13 و 27.

11- (کتاب مقدّس، متى 24: 15 ـ 44، و‌رسل 2: 17 ـ 21.

12- کتاب مقدّس، مکاشفه یوحنا 4 ـ 22؛ نجات بخشى در ادیان، ص‌113 133.

13- مارکس و مارکسیسم، ص‌91 ـ 94.

14- بحران دنیاى متجدّد، ص‌2، 20، 55‌، 105، 154 و 186؛ علائم آخرالزمان، ص‌188 ـ 199، 200 و 318.

15- «پایان تاریخ و آخرین انسانها» مجله اطلاعات سیاسى و اقتصادى، ص‌22.

16-  برخورد تمدّن‌ها و بازسازى نظم جهانى، ص‌485 و 516‌.

دانلود کتاب چهل داستان درباره نماز

کتاب چهل داستان درباره نماز

این کتاب شامل چهل داستان از نماز است که بعضی از آنها عبارتند از:سبک شمردن نماز،اهمیت نماز عصرو... .

دانلود کتاب

دانلود کتاب انسان کامل از دیدگاه اسلام

کتاب انسان کامل از دیدگاه اسلام

در این کتاب میتوانید ویژگی های انسان کامل (مطلوب) از دیدگاه اسلام و روانشناسی مطالعه کنید.

دانلود کتاب


دانلود کتاب اذکار

کتاب اذکار

شما می توانید در این کتاب با اذکار خداوند آشنا شوید و اینکه مداومت بر این اذکار چه ثمراتی را به دنبال دارد و همچنین داستان هایی درباره ی یاد کردن خداوند بزرگ.

دانلود کتاب

شعری درباره خطبه های مقام معظم رهبری

سروده‌ای در مورد خطبه‎های امام خامنه ای در بهمن ماه

یکی از شاعران خوش‌ذوق اصفهانی بعد از خطبه‌های دشمن‌شکن جمعه، چهاردهم بهمن‌ماه سال نود رهبر معظم انقلاب، شعری سروده است:

رهبر بیداری اسلامی مستضعفان!

رهبرم سیدعلی ای نایب صاحب‌زمان!

باز هم رسوا نمودی دشمن دیرینه را

شور دیگر دادی در ماه ربیع آدینه را

موسی دوران بود یا عیسی آخر‌زمان

کاین چنین نطقش بلرزانده تمام دشمنان؟

موسی است و خطبه‌اش گویا عصا انداخته

اژدها گردیده، بر فرعون دوران تاخته

موسی است و خطبه‌اش یک جلوه از نار قبس

عیسی است و خطبه‌اش بر ما دهد جان هر نفس

خطبه‌ی کوبنده‌اش الحق رفیع و عالی است

کرده ثابت: "هیبت مستکبران پوشالی است"

جلوه آیات قرآن در کلامش ظاهر است

دشمن آقای ما هر کس که باشد، کافر است

تا که مهدی در حجاب و از نظرها غایب است

پیروی از امر او بر هر مسلمان واجب است

حامدا! امروز هر کس پیرو سیدعلی است

روز محشر چهره‌اش نورانی است و منجلی

پیامدهاى بازگشت امام راحل

مهمترین پیامدهاى بازگشت امام راحل

دو حادثه، از مهم‏ترين پیامدهاى بازگشت امام خمينى (رحمت الله علیه) است كه به سرعت موجب پيروزى انقلاب اسلامى شد: انتصاب دولت موقت و بيعت نظاميان با امام خمينى (رحمت الله علیه) . امام خمينى در 26 دى ماه در آستانه خروج شاه از كشور اعلام كرد كه ما دولت را به همين زودى اعلام خواهيم كرد. در پانزده بهمن، نخست‏وزيرى مهندس بازرگان به تصويب شوراى انقلاب رسيد. در نوزده بهمن، عظيم‏ترين راه‏پيمايى در سراسر كشور شكل گرفت و ميليون‏ها نفر از دولت منتخب امام خمينى (رحمت الله علیه) حمايت كردند. از سوى ديگر، در دهه انقلاب، ارتش كه تنها نقطه اتكاى رژيم بود، به انقلاب پيوست. فرار، نافرمانى، اعتصاب، شركت در تظاهرات و سرانجام، بيعت با امام خمينى (رحمت الله علیه) ، نشانه همراهى ارتش با امام بود كه در نوزده بهمن به اوج خود رسيد. در نتيجه، رژيم بدون پشتوانه به سرعت از هم پاشيد و انقلاب اسلامى در 22 بهمن به پيروزى نهايى رسيد.

روز شمار انقلاب اسلامی و دهه فجر

روز شمار وقایع دهه فجر و انقلاب اسلامی

12بهمن 1357 (پنج شنبه)

  ساعت 9 و 27 دقیقه و 30 ثانیه حضرت امام خمینی پس از پانزده سال تبعید پای بر خاك ایران گذاشتند.

ـ فرمانداری نظامی بر اثر فشار مردم راه‌پیمایی و تظاهرات را برای 3 روز آزاد اعلام كرد.

ـ‌ نظامیان مستقر در تلویزیون به طور ناگهانی پخش مراسم استقبال را قطع كردند.


17 بهمن 1357 (سه شنبه)

  ‌بر اساس پیشنهاد شورای انقلاب، حضرت امام خمینی دولت موقت را به مردم معرفی نمودند.

ـ دولت موقت به ریاست مهندس مهدی بازرگان تشكیل گردید.


19 بهمن 1357 (سه شنبه)

  راه‌پیمایی مردم ایران در حمایت از دولت موقت انجام شد.

ـ‌ نیروی هوایی ارتش با حضرت امام خمینی بیعت كردند.

ـ‌ حضرت امام خمینی به زیارت حضرت عبدالعظیم (س) رفتند.


20 بهمن 1357 (جمعه)

 ‌ طرفداران قانون اساسی با تجمع در استادیوم امجدیه (شهید شیرودي‌) دست به تظاهرات زدند.

ـ‌ ساعت 9 شب سربازان گارد شاه به پادگان نیروی هوایی در شرق تهران (خ دماوند) حمله نمودند.

ـ‌ مردم برا ی كمك به سربازان نیروی هوایی مسلح شدند.


21 بهمن 1357 (شنبه)

  دولت بختیار زمان حكومت نظامی را افزایش داده و حكومت نظامی را از ساعت 4 بعدازظهر اعلام نمود.

ـ حضرت امام خمینی دستور شكستن زمان حكومت نظامی و حضور مردم در خیابانها را صادر نمودند.

ـ‌ در تهران و شهرستانها بین سربازان گارد و مردم مسلح درگیریهای بسیار شدید رخ داد.


22 بهمن 1357 (دوشنبه)

  تهران صحنه جنگ خونین مسلحانه بین مردم و سربازان طرفدار رژیم پهلوی گردیده است.

ـ با تسلیم تمامی نیروهای نظامی و پیروزی مردم مسلمان ایران رژیم ستمشاهی پس از 57 سال ظلم و ستم متلاشی گردید.

شعرها و شعارهای مردم در دهه فجر و انقلاب اسلامی

شعارها و اشعار مردمی انقلاب اسلامی و دهه فجر

ترجیع بند اکثر شعارهای مردم به جان آمده از ستم و طاغوت، " مرگ بر شاه" بود و می دانستند که " تا شاه کفن نشود، این وطن وطن نشود" آنان با شعارهای متعددی نفرت از طاغوت را به نمایش می گذاشتند:

" مرگ بر این سلطنت پهلوی"

" توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد"          "شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد"

" ایستادن در صف نفت حالا دیگه حرام است"         " لباس گرم بپوش که کار شاه تمام است"

" مردم! رفتن شاه یه حقه سیاسی است!"  " گول نخورید نهضت ما اساسی است"

" نظام شاهنشاهی نابود باید گردد"

" زندگی مصرفی معادل بردگی است"

 " نظام شاهنشاهی مظهر هر فسادیست"

" شاه باید برگردد"    " اعدام باید گردد"

" مرگ بر این سلطنت پر فریب"

" مردم ما بیدارند، از سلطنت بیزارند"

مردم از سویی نفرت و انزجار خود را از استبداد و طاغوت به نمایش می گذاشتند و از سوی دیگر، اهداف متعالی خود را نیز به جهانیان اعلام می کردند، آنان با شعارهایی چون:

- "الله اکبر"

- "لا اله الا الله"

-" یا حسین!"

- "حسین جان، حسین جان!"       "راهت ادامه دارد"

- "نهضت ما حسینیه"         "رهبر ما خمینیه"

ماهیت دینی و مذهبی قیام خود را متجلی می کردند و حرف دل خود را چنین بیان می کردند:

" پرچم، پرچم، پرچم خونین قرآن"        " در دست مجاهد مردان"

" تا خون مظلومان به جوش است"      " آوای عاشورا به گوش است"

" هر کس که عدالت خواه است"         " از عدل علی آگاه است"

" این منطق ثارالله است"        " باید به هم یاری نمائیم"

" فتح اسلام در جهاد است"    " فتح مسلمان در اتحاد است"

با صراحت و قاطعیت و اطمینان و ایمان کامل می گفتند:

" کار شاه تمام است"     " خمینی امام است"

" استقلال و آزادی"

" جمهوری اسلامی "

" آخرین کلام است"

رهبری امام خمینی(س) برجسته ترین نقطه قیام مردم در سال 57 بود. او کانون توجه عموم مردم و محور حرکت چرخهای انقلاب بود و همه تنها گوش به فرمان او بودند و در مسیری حرکت می کردند که رهبر محبوبشان ترسیم می کرد. این مسئله در شعارهای پرشور مردم بخوبی نمایان بود که:

- "الله اکبر، خمینی رهبر"

- " تا خون در رگ ماست، خمینی رهبر ماست"

- "نهضت ما حسینیه، رهبر ما خمینیه"

- "ما همه سرباز توایم خمینی، گوش به فرمان توایم خمینی "

- "حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله"

یا

- "خمینی آزاده، پیام عالی داده "   " که نهضت ما قطعی است"

" پیروزی ما حتمی است"   " اگر نمایی تو استقامت"

" سکوت بیجا بود خیانت"

" برو تو ای بیگانه" " مگو دگر افسانه" " که رهبر ما باشد" " خمینی فرزانه" " بود به مهدی مرید و نایب" " شود بزودی امیر و غالب"

یا می گفتند:

" مجاهد بت شکن" " خمینی قهرمان" " فرموده است اینچنین" " به ملت مسلمان" " بهترین عبادت" " به نزد خداوند" " مرگ بر شاه، مرگ بر شاه"

هر راهپیمایی نهایتا به درگیری با نیروهای تا بن دندان مسلح رژیم می انجامید و جوانان بسیاری چون لاله پرپر می شدند ولی هر گلی که پرپر می شد، گلی دیگر می شکفت و روزی دیگر و تظاهراتی دیگر در راه بود، مردم پیکر جوانان شهید خود را به دوش می گرفتند و دردمندانه می سرودند:

" ای شاه خائن آواره گردی" " خاک وطن را ویرانه کردی" " کشتی جوانان وطن، آه و واویلا" " کردی هزاران تن کفن ، آه و واویلا" " مرگ بر شاه، مرگ بر شاه"

" ای شهید حق آیم به سویت"      " بهشت موعود در پیش رویت"

" مادر ندیده روی تو، الله اکبر"        " پدر نشسته سوگ تو، الله اکبر"

" مرگ بر شاه، مرگ بر شاه"

" زنده و جاوید باد یاد شهیدان ما"

یا می گفتند:

" خون گرفته ایران را " " قزوین و خراسان را" " کشتند جوانان را" " حامیان قرآن را" " مرگ بر این شاه، مرگ بر این شاه!"

با اینکه مزدوران سنگدل رژیم شاه، به امر فرماندهان خود رگبار مسلسل را بی محابا بر روی مردم بی سلاح می گشودند ولی ذره ای ترس از کشته شدن در دل پیر و جوان و زن و مرد نبود. خطاب به رهبر محبوب خود فریاد می زدند:

" خمینی عزیزم، بگو تا خون بریزم"

" از جان خود گذشتیم"     " با خون خود نوشتیم"

" یا مرگ یا خمینی"

در برابر تفنگ دژخیمان سینه را سپر می کردند و با خشم انقلابی خطاب به آنان فریاد می زدند:

" می کشم، می کشم آنکه برادرم کشت"

" توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد"  " حکومت نظامی دیگر ثمر ندارد"

" به مادرم بگویید، دیگر پسر ندارد"

" اگر به کشتار خلق ادامه دهد این شاه"

" جنگ مسلحانه به یاری روح الله" " سلطنت واژگون" " شاه را سرنگون" " مرگ بر شاه، مرگ بر شاه"

" توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد" " شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد"

" وای اگر خمینی حکم جهادم دهد"

" ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد"

" رهبرا رهبرا! ما را مسلح کنید"

ابزار شیطان در جنگ نرم

ابزار شیطان در جنگ نرم چیست؟

قرآن به ابزار، سربازان، جهت‌های شیطان هم اشاره دارد و در آیه 17 سوره اعراف از قول شیطان آمده است: «ثُمَّ لآتِینَّهُم مِّن بَینِ أَیدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیمَانِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ ... » ؛ انسان از هیچ جهتی مصونیت ندارد و یک دعوای همه جانبه و بدون مرز است و انسان در معرض این میدان گسترده درگیری است.

شیطان در اعتراض به خداوند می‌گوید که همه فرزندان آدم مگر تعداد اندکی را (مخلصین) گمراه می‌کنم و خدا هم می‌گوید تو هم برو هر مقدار که می‌توانی با هر ابزاری این کار را بکن اما بدان من، تو را و پیروانت را فردای قیامت به جهنم می‌اندازم؛ و سخن خدا این است که من تو و ابزار و راه‌هایت را به بشر معرفی می‌کنم.

ابزار شیطان به قدری گسترده است که از سوژه‌های مذهبی هم نمی‌گذرد و از مذهب علیه مذهب خرج می‌کند همانطور که خود شیطان برای گمراه کردن آدم و حوا قسم یاد می‌کند که من از ناصحین هستم و«َقَاسَمَهُمَا إِنِّی لَکُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ» (اعراف 21).

یکی دیگر از ابزار جنگ نرم شیطان، تزیین و تبلیغ است؛ وقتی خدا می‌فرماید با صوت و حرف‌هایت جذب بکن یعنی صوت نماد تبلیغ است و با حرف‌هایت آن‌ها را بخوان.

 

یک نمونه از تزیینات شیطانی، مسجد "ضرار" است این مسجد را کمینگاهی علیه خدا و پیامبر قرار دادند که قرآن در آیه 107 سوره توبه بدان اشاره کرده است و آن مسجد را مایه زیان و کفر و پراکندگی میان مؤمنان می‌خواند و می‌فرماید: این مسجد کمینگاهی است برای کسی که قبلا با خدا و پیامبر او به جنگ برخاسته بود و سخت سوگند یاد می‌کنند که جز نیکی قصدی نداشتیم و[لی] خدا گواهی می‌دهد که آنان قطعا دروغگو هستند.

 

ماجرای مسجد ضرار

مفسرین نقل کرده اند که بنى عمرو بن عوف مسجد قبا را ساخته، به نزد رسول خدا (ص) فرستادند تا تشریف آورده، در آن نماز بگزارد، رسول خدا (ص) آن مسجد را افتتاح فرمود، جماعتى از منافقین از بنى غنم بن عوف برایشان حسد برده، با خود گفتند: ما نیز مسجدى مى سازیم و در آن نماز مى گزاریم، و دیگر به جماعت محمد (ص) حاضر نمى شویم.

پس از آنکه از کار آن فارغ شدند نزد رسول خدا (ص) آمده، در حالى که آن جناب آماده سفر به تبوک مى شد، به عرضش رساندند: یا رسول اللَّه! ما براى افراد مریض و کسانى که کارشان زیاد است و نمى توانند راه دورى طى نموده تا مسجد شما بیایند، و نیز براى شبهاى بارانى و شبهاى زمستان مسجدى ساخته ایم و میل داریم بدانجا تشریف آورده، در آن نماز بگزارى، و براى ما به برکت دعا فرمایى. حضرت فرمود: من الان سر راه سفرم، اگر ان شاء اللَّه برگشتم به محله شما مى آیم و در مسجد شما نماز مى گزارم، ولى وقتى از سفر تبوک برگشت این آیات نازل شد، و وضع آن مسجد را روشن نمود.

رسول خدا (ص) عاصم بن عوف عجلانى و مالک بن دخشم را که از قبیله بنى عمرو بن عوف بود فرستاد و به ایشان فرمود: به این مسجدى که مردمى ظالم آنجا را ساخته اند بروید، و خرابش نموده آن را آتش بزنید. و در روایت دیگرى آمده که عمار یاسر و وحشى را فرستاد و آن دو آن مسجد را آتش زدند، و دستور داد تا جاى آن را خاکروبه دان نموده، کثافات محل را در آنجا بریزند. علامه ی طباطبایی (ره): و در روایت قمى آمده که: آن جناب مالک بن دخشم خزاعى، و عامر بن عدى از قبیله بنى عمرو بن عوف را فرستاد، و مالک بدانجا شده به عامر گفت: صبر کن تا من از منزل آتشى بیاورم، پس به درون خانه خویش شده آتشى بیاورد و به سقف مسجد که از شاخ و برگ خرما پوشیده بود افکند، همچنین سوختنى هاى داخل مسجد را آتش بزد و مردم آن مسجد متفرق شدند، و زید بن حارثه هم چنان نشست تا مسجد به کلى بسوخت، آن گاه دستور داد تا چهار دیوارش را خراب کردند.

 

راهکارهای مقابله با جنگ نرم

یکی از مهم‌ترین مسائل برای مصونیت انسان در برابر این هجمه ها، بالا بردن سطح معلومات دینی است و بارها قرآن می‌فرماید" الذین لایعلمون " و آن‌هایی که نمی‌دانند فریب می‌خورند. جهل و ناآگاهی مایه‌ای برای فریب انسان‌ها است .

بالا بردن دانش دینی و تقویت ایمان در مقابل این جنگ نرم بسیار مؤثر است چراکه قرآن می‌فرماید: «إِنَّهُ لَیسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَی الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَلَی رَبِّهِمْ یتَوَکَّلُونَ »(نحل 99) ؛ شیطان را بر کسانی که ایمان آورده و بر خدا توکل می‌کنند تسلطی نیست. و در ادامه می‌فرماید: «انَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَی الَّذِینَ یتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِینَ هُم بِهِ مُشْرِکُونَ» ؛ تسلط شیطان (اعم از شیاطین جن و انس) تنها بر کسانی است که ولایت او را پذیرفتند... پس انسان است که اگر سطح آگاهی دینی خود را بالاببرد و باور و ایمان خود را تقویت کند در برابر تزویر، تزیین، تلبیس، اغواگری و ...که از ابزارهای جنگ نرم شیطان است مصون می‌مانند.

نکته بسیار مهمی که قرآن از آن به عنوان مرکز خطر در حوزه جنگ نرم شیطان یاد می‌کند "حب دنیا" است. کسانی که حتی اطلاعات دینی و باور ایمانی بالا داشته باشند اما اگر مشکلی به عنوان حب دنیا و نفس داشته باشند آن باور قلبی دیگر نمی‌تواند به تنهایی او را مصون بدارد.

خبر آن مرد را به رایشان بخوان که آیات خویش را به او عطا کرده بودیم و او از آن علم عاری گشت و شیطان در پی‌اش افتاد و در زمره گمراهان در آمد. و اگر می‌خواستیم قدر او را به وسیله آن [آیات] بالا می‌بردیم اما او به زمین [=دنیا] گرایید و از هوای نفس خود پیروی کرد...

نکته بسیار مهمی که قرآن از آن به عنوان مرکز خطر در حوزه جنگ نرم شیطان یاد می‌کند "حب دنیا" است. کسانی که حتی اطلاعات دینی و باور ایمانی بالا داشته باشند اما اگر مشکلی به عنوان حب دنیا و نفس داشته باشند آن باور قلبی دیگر نمی‌تواند به تنهایی او را مصون بدارد
انسان دنیاطلب نه تنها در جنگ نرم شکست می‌خورد بلکه خود متولی جنگ نرم می‌شود امروز اگر بخواهیم در جنگ نرم خود و نسلمان را بیمه کنیم، باید اطلاعات دینی خود را از خرافات پیراسته و اندیشه دینی خود را عمیق کنیم؛ تا ایمان قلبی نباشد انسان از جنگ نرم مصون نیست چون جنگ نرم اغواگر و وسوسه گر است و تزیین در آن است و مطابق میل منفی نفس انسانی است چون انسان دارای غرایز گوناگون است که از این طریق وارد می‌شود.

نکته سوم اینکه ما باید ریشه دنیاطلبی را از درون برکنیم چون اگر این مسئله در کام انسان شیرین بیفتد دیگر این انسان نه تنها در جنگ نرم شکست می‌خورد بلکه خود متولی جنگ نرم می‌شود چنانکه آیه 113 سوره انعام خود بهترین نمونه‌ای است که در این باب می‌توان بدان اشاره کرد.

خداوند در این آیه می‌فرماید: «وَلِتَصْغَی إِلَیهِ أَفْئِدَةُ الَّذِینَ لاَ یؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ...» ؛ وقتی انسان سر خود را می‌گرداند که چیزی را گوش دهد می‌گویند "اصغاء" که بالاتر از "استماع "و گوش دادن است. به این وسوسه‌های جنگ نرم چه کسانی گوش می‌دهند؟ دل کسانی به این سمت منحرف می‌شود که ایمان به آخرت ندارند. شاید برخی از حیث اندیشه‌ای به آخرت معترف باشند اما باور عملی به آخرت ندارند و این آدم دیگر بیمه نیست و اگر از لحاظ اطلاعات دینی و قرآنی هم بالا باشد اما چون مشکلی از این دست داشته باشد حتما او در این جنگ نرم شکست می‌خورد.

نقشه جنگ نرم در دانشگاه ها

نقشه جنگ نرم در دانشگاه ها

جنگ نرم در نگاه امام خمینی«ره»

رادیو و تلویزیون از تمام رسانه هایى که هست‏ حساس تر است. رادیو و تلویزیون مى‏تواند یک مملکت را اصلاح کند و مى‏تواند به فساد بکشد. تبلیغات رادیو و تلویزیون مى‏تواند از راه سمع مردم را یا تربیت کند یا منهدم کند.

بدون شک، امام خمینی(ره) یکی از بزرگترین رهبران دینی تاریخ بشریت است. رهبری خردمندانه و هوشیارانه این شخصیت بزرگ، بدون هیچ تردیدی، در میان غیر معصومین، منحصر به فرد بوده و جز انبیای الهی و ائمه معصومین (علیهم السلام) کس دیگری در طول تاریخ بشریت نتوانسته است از جایگاه ویژه و موقعیت بزرگ مردمی وی و نیز تأثیرگذاری بر تحولات جهانی برخوردار شوند.

محبوبیت بی بدیل امام خمینی(ره) در میان قلوب کسانی که هم عصر او بودند و در گوشه گوشه جهان، به پیروی از او افتخار می کردند، حتی در میان رهبران معصوم بشر نیز کمتر دیده شده است. صرف نظر از ویژگی های بسیار ممتاز شخصی امام راحل که به تقوا، تهذب و تسلیم محض بودن او در برابر ذات لا یزال الهی بر می گردد و علاوه بر موقعیت ویژه علمی و فقهی ایشان که یگانه زمانه خود بود، هوش و نبوغ سیاسی و قدرت پیش بینی و تحلیل قوی و دقیق امام، وی را به عنوان یک رهبر فوق العاده موفق در طول اعصار معرفی کرد و یقیناً در طول قرنهای بعد، به عنوان یک شخصیت اسطوره ای از او یاد خواهد شد.

 

یکی از ویژگی های خاص امام خمینی(ره) که کمتر فردی در میان رهبران سیاسی جهان به آن شناخته می شود، قدرت تحلیل بالا و پیش بینی دقیق موضوعات و تحولات بعدی با حداقل خطا است که موجب شد تا امام در طول حیات مبارزاتی خود کمتر دچار اشتباه شود و به گواهی بسیاری از آگاهان، برخی از اشتباهات صورت گرفته نیز، از سوی دیگران به امام تحمیل گردید. از سوی دیگر، موضوع جنگ نرم، از جمله مسائلی است که در عصر ما، به یکی از مباحث داغ و جدی در میان صاحب نظران تبدیل شده است و بسیاری از اهل فن، اعتقاد دارند که در زمانه ما، جنگ نظامی جای خود را به جنگ نرم داده و قدرت ها تلاش می کنند از راه تاثیر گذاری بر رسانه ها و مطبوعات و مراکز آموزشی، کنترل افکار عمومی را در دست گرفته و به این ترتیب، راههای تسلط بر رقبا را طی نمایند.

 شاید یکی از سوالاتی که مطرح شود این باشد که آیا در کلام و اندیشه امام خمینی(ره) به عنوان یک رهبر تیزهوش و آگاه دینی، به موضوع جنگ نرم نیز اشاره شده است یا نه؟ نوشتار زیر که با عنوان جنگ نرم در کلام و اندیشه امام تدوین شده، به سوال فوق پاسخ خواهد داد.

امام خمینی(ره)، در طول دوران حیات مبارزاتی خود، همچنان که به ابعاد مختلف مبارزه توجه کامل داشت، به جنگ نرم، شیوه های آن و ابزارهای مورد استفاده در آن نیز در مقاطع مختلف توجه نشان داده و با تعابیر مختلف، دوستداران خود را به آن متوجه ساخته است. هر چند که واژه جنگ نرم در کلام امام خمینی(ره)، هرگز استفاده نشده، اما توجه امام به مبانی جنگ نرم، نشان از حساسیت امام نسبت به موضوع داشته است.

اهداف دشمن در جنگ نرم از دیدگاه امام خمینی(ره):

امام خمینی(ره)، به عنوان رهبری آگاه به مبانی جنگ نرم، یکی از راههای مهمی که دشمن از طریق آن جهت ضربه زدن به اسلام و انقلاب اسلامی اقدام خواهد کرد را استفاده از روش های جنگ نرم عنوان می کنند. ایشان در یکی از سخنرانی های خود، یاد آوری می کنند که  آمریکا با زور سرنیزه به میدان نمی آید، بلکه با قلم به میدان می آید و به این ترتیب، شیوه جنگ غرب علیه اسلام را پیش بینی می نماید. ایشان، در تذکری به دوستان انقلاب اسلامی، خاطر نشان می کند که نباید از قدرت نظامی دشمن ترسید: عزیزان من! ما از حصر اقتصادى نمى‏ترسیم، ما از دخالت نظامى نمى‏ترسیم، آن چیزی که ما را مى‏ترساند وابستگى فرهنگى است، ما از دانشگاه استعمارى مى‏ترسیم.

 این رهبر فرزانه، ایجاد وابستگی شدید فرهنگی به غرب را مهمترین هدف دشمن از راه اندازی جنگ نرم عنوان می کند.

 از جمله نقشه ها که مع الا سف تأثیر بزرگى در کشورها و کشور عزیزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زیادى به جا مانده، بیگانه نمودن کشورهاى استعمارزده از خویش و غرب زده و شرق زده نمودن آنان است به طورى که خود را و فرهنگ و قدرت خود را به هیچ گرفتند و غرب و شرق، دو قطب قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قدرت را قبله گاه عالم دانستند و وابستگى به یکى از دو قطب را از فرائض غیر قابل اجتناب معرفى نمودند و قصه این امر غم انگیز طولانى و ضربه هایى که از آن خورده و اکنون نیز مى خوریم کشنده و کوبنده است . این پیر خردمند، همواره در سخنان خود که به مثابه چراغ هدایت انسان های آزادیخواه و دینمدار در طول اعصار بر افروخته است، بیش از همه، به عرصه هایی که دشمن از طریق آن تلاش خواهد کرد تا به پیکره امت اسلامی ضربه وارد نماید حساسیت نشان داده، و بخش زیادی از تلاش خود را به اصلاح این عرصه ها اختصاص داده است.

به اعتقاد امام خمینی(ره)، دانشگاه و رسانه، دو عنصر اساسی و محوری در پیمودن راه سعادت یا رفتن به سمت شقاوت در جامعه امروز ماست. از دیدگاه حضرت امام، دشمن برای ضربه زدن به اهداف عالیه دین، تلاش خواهد کرد تا در اولین قدم، دانشگاه و دانشجو را از مسیر اصلی منحرف نماید. ایشان در این زمینه می فرمایند:  اما در دانشگاه ها نقشه آن است که جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزش هاى خودى منحرف کنند و به سوى شرق یا غرب بکشانند و دولتمردان را از بین اینان انتخاب و بر سرنوشت کشورها حکومت دهند تا به دست آنها هرچه مى خواهند انجام دهند. اینان کشور را به غارت زدگى و غرب زدگى بکشانند و قشرروحانی با انزوا و منفوریت و شکست قادر بر جلوگیری نباشد. و این بهترین راه است برای عقب نگهداشتن و غارت کردن کشورهای تحت سلطه.

آمریکا با زور سرنیزه به میدان نمی آید، بلکه با قلم به میدان می آید

امام خمینی(ره) که در بیان دقیق خود، رمز مشکلات موجود در جوامع مسلمین را کشف کرده است، تنها راه مبارزه با این تهاجم را اسلامی کردن دانشگاه ها و توجه به مسائل تربیتی و متعهد بار آوردن دانشجو می داند. ایشان در این زمینه می فرمایند: دانشگاه باید عالم درست کند، دانشگاه باید اشخاصى را درست کند که مملکت‏خودش را اداره کند از حیث علمیت، اداره کند از حیث فرهنگ، نه اینکه غایت آمال این باشد، یک چیزى دستش بیاید برود تو یک اداره‏اى بنشیند مهمل.

 در اندیشه امام راحل، عرصه رسانه نیز یکی از مهمترین میعادگاه های دشمن برای ضربه زدن به اسلام و آموزه های روحبخش آن است.

 امام خمینی»ره»، رادیو و تلویزیون را از مهمترین عوامل اصلاح یا فساد جامعه عنوان می کند. رادیو و تلویزیون از تمام رسانه هایى که هست‏حساستر است. رادیو و تلویزیون مى‏تواند یک مملکت را اصلاح کند و مى‏تواند به فساد بکشد. تبلیغات رادیو و تلویزیون مى‏تواند از راه سمع مردم را با تربیت یا منهدم کند. ایشان، در وصیت نامه سیاسی ـ الهی خود، از نقش تلویزیون در تغییر هنجارهای جامعه و ایجاد دگرگونی در فرهنگ جامعه سخن می گوید.

در باور امام، رادیو و تلویزیون و سینمای فاسد، از یک جامعه مولد، یک جامعه مصرف گرا و شهوت خواه می سازد و این دقیقا همان چیزی است که دشمن به دنبال آن است: رادیو و تلویزیون و مطبوعات و سینماها و تئاترها از ابزارهای موثر تباهی و تخدیر ملت ها، خصوصا نسل جوان بوده است . در این صد سال اخیر به ویژه نیمه دوم آن ، چه نقشه های بزرگی از این ابزار، چه در تبلیغ ضد اسلام و ضد روحانیت خدمت گزار، و چه در تبلیغ استعمارگران غرب و شرق ، کشیده شد و ازآنها برای درست کردن بازار کالاها خصوصا تجملی و تزئینی از هر قماش ، ازتقلید در ساختمان ها و تزئینات و تجملات آنها و تقلید در اجناس نوشیدنی وپوشیدنی و در فرم آنها استفاده کردند... فیلم هاى تلویزیون از فرآورده هاى غرب یا شرق بود که طبقه جوان زن و مرد را از مسیر عادى زندگى و کار و صنعت و تولید و دانش منحرف و به سوى بى خبرى از خویش و شخصیت خود و یا بدبینى و بدگمانى به همه چیز خود و کشور خود حتى فرهنگ و ادب و مآثر پرارزشى که بسیارى از آن با دست خیانت کار سودجویان، به کتاب خانه ها و موزه هاى غرب و شرق منتقل گردیده است.

 توجه امام به عرصه رسانه، تنها به سوی رادیو تلویزیون معطوف نیست. ایشان ضمن اینکه در مقاطع مختلف، از نقش افراد روشنفکر و متعهد در آگاهی رساندن به آحاد افراد جامعه از طریق درج مقالات در روزنامه ها و مجلات تجلیل می کند، از نقش منفی رسانه های ضد ارزشی و تاثیر آن در منحرف کردن افکار جوانان و انسان های کم اطلاع جامعه نیز سخن می گوید.

امام خمینی(ره) در مورد نقشی که روزنامه ها و مجلات در جنگ نرم دشمن علیه ما ایفا کرده و یا می کنند می فرماید: مجله ها با مقاله ها و عکسهاى افتضاح بار و اسف انگیز و روزنامه ها با مسابقات در مقالات ضد فرهنگى خویش و ضد اسلامى با افتخار، مردم به ویژه طبقه جوان مؤثّر را به سوى غرب یا شرق هدایت مى کردند.اما در دیدگاه امام، استفاده از ابزار رسانه، تنها بخشی از برنامه هدفمند و بلند مدت دشمن در صحنه جنگ نرم است. امام خمینی (ره) با دید روشن بین خود، ایجاد مراکز فحشا و فساد و کشاندن جوانان به سوی بی بندباری و بی مسئولیتی را از برنامه های عمده دشمن می داند.

 اضافه کنید بر آن (رسانه های مبتذل) تبلیغ دامنه دار در ترویج مراکز فساد و عشرت کده ها و مراکز قمار و لاتار و مغازه هاى فروش کالاهاى تجمّلاتى و اسباب آرایش و بازی ها و مشروبات الکلى به ویژه آنچه از غرب وارد مى شد. در نظر امام خمینی(ره)، تقویت و حمایت از عناصر خودباخته و منحرف، و ایجاد زمینه کار و فعالیت برای این افراد، از دیگر برنامه های دشمن برای مقابله نرم با جریان بزرگ اسلامی در جهان است.

ایشان، حتی از امکان نفوذ و رسوخ افراد منحرف در میان علمای دینی و حوزه های علمیه نیز سخن می گوید و از متولیان امر می خواهد تا متوجه حضور افراد منحرف حتی در میان حوزه های علمیه دینی نیز باشند. امام راحل، در این خصوص می فرمایند:  یکى از راههاى با اهمیت براى مقصد شوم آنان و خطرناک براى اسلام و حوزه هاى اسلامى نفوذ دادن افراد منحرف و تبهکار در حوزه هاى علمیه است که خطر بزرگ کوتاه مدت آن بدنام نمودن حوزه ها با اعمال ناشایسته و اخلاق و روش انحرافى است و خطر بسیار عظیم آن در درازمدت به مقامات بالا رسیدن یک یا چند نفر شیاد که با آگاهى بر علوم اسلامى و جا زدن خود در بین توده ها و قشرهاى مردم پاک دل و علاقه مند نمودن آنان به خویش و ضربه مهلک زدن به حوزه هاى اسلامى و اسلام عزیز و کشور در موقع مناسب مى باشد . ایشان همچنین، جداکردن علمای دینی و حوزه های علمیه از دانشجویان و مراکز دانشگاهی را نیز از عرصه های جنگ نرم و نقشه های دشمن در مبارزه با اسلام می داند. امام در توصیه ای به امت اسلامی چنین می گویند:

 توصیه اینجانب آن است که نسل حاضر و آینده غفلت نکنند و دانشگاهیان و جوانان برومند عزیز هرچه بیشتر با روحانیان و طلاب علوم اسلامى پیوند دوستى و تفاهم را محکم تر و استوارتر سازند و از نقشه ها و توطئه هاى دشمن غدّار غافل نباشند و به مجرد آنکه فرد یا افرادى را دیدند که با گفتار و رفتار خود در صدد است بذر نفاق بین آنان افکند او را ارشاد و نصیحت نمایند و اگر تأثیر نکرد از او روگردان شوند و او را به انزوا کشانند . پیشوای بزرگ امت، که سخنان حکیمانه اش بدون شک برگرفته از عالم بالاست، همواره تاکید دارد که صحنه مبارزه حق و باطل، منحصر به میدان های جنگ نظامی نیست، بلکه فضاهای علمی و آموزشی و مراکز رسانه ای، مهمترین صحنه های تقابل دو گروه حق و باطل اند . امام راحل، در تبیین دقیق خود از صحنه نبرد فوق، ، روشنفکرمآبان خودفروخته و متحجرین خشک مغز و متعصب را، مهم ترین گروه ها برای سوء استفاده دشمن به عنوان عوامل جنگ نرم می دانند. در اندیشه امام، دشمن با تاثیر گذاری بر این دو گروه، از هر یک به نوعی در خصوص ضربه زدن به کلیت باورهای اسلامی مردم استفاده می کنند. از گروه اول به عنوان ابزار ستیز با باورهای عمیق دینی مردم و از گروه دوم به غرض زیر سوال بردن مبانی دینی و اعتقادی استفاده ابزاری صورت می گیرد.

 از توطئه های مهمی که در قرن اخیر، خصوصاً در دهه های معاصر، وبه ویژه پس از پیروزی انقلاب آشکارا به چشم می خورد، تبلیغات دامنه دار با ابعاد مختلف برای مایوس نمودن ملتها از اسلام است .گاهی ناشیانه و با صراحت به اینکه احکام اسلام که 1400 سال قبل وضع شده است نمی تواند در عصر حاضر کشورها را اداره کند، یا آنکه اسلام یک دین ارتجاعی است و با هر نوآوری و مظاهر تمدن مخالف است ، و در عصر حاضرنمی شود کشورها از تمدن جهانی و مظاهر آن کناره گیرند، و امثال این تبلیغات ابلهانه و گاهى موذیانه و شیطنت آمیز به گونه طرفدارى از قداست اسلام، که اسلام و دیگر ادیان الهى سر و کار دارند با معنویات و تهذیب نفوس و تحذیر از مقامات دنیایى و دعوت به ترک دنیا و اشتغال به عبادات و اذکار و ادعیه که انسان را به خداى تعالى نزدیک و از دنیا دور مى کند و حکومت و سیاست و سررشته دارى بر خلاف آن مقصد و مقصود بزرگ و معنوى است چه اینها تمام براى تعمیر دنیا است و آن مخالف مسلک انبیاء عظام است و مع الا سف تبلیغ به وجه دوم در بعض از روحانیان و متدینان بى خبر از اسلام تأثیر گذاشته که حتى دخالت در حکومت و سیاست را به مثابه یک گناه و فسق مى دانستند و شاید بعضى بدانند و این فاجعه بزرگى است که اسلام مبتلاى به آن بود.

امام راحل، بعد از بیان همه مسائل فوق، در یک توصیه اساسی به نیروهای خودی، وحدت کلمه و بیداری و هوشیاری در برابر توطئه های دشمن را مهمترین عامل پیروزی عنوان می کند. ایشان می فرمایند:

از خارج هیچ ترسی نداشته باشید ، از داخل خودمان بترسید از این که با توطئه ها شما ها را از هم جدا کنند

اهداف مقابله با جنگ نرم

چرا با جنگ نرم مقابله می کنیم

١ – پيشگيري از توفيق دشمن در دست يابي  به بي ثبات سازي سياسي ، اجتماعي و فرهنگي نظام.

٢ – پيش دستي در تصرف (تأثير گذاري ) قلب (با محبت ، عطوفت و اعتمادسازي) و ذهن (با اقناع سازي و رفع شبهات ) جمعيت خاكستري جامعه هدف و جلوگيري از فريب آنها توسط دشمن و عوامل آنها.

٣- جلوگيري از كند شدن سرعت حركت پيشرفت و عدالت در عرصه هاي علمي ، اقتصادي و سازندگي كشور بويژه در عرصه ي علم ، پژوهش و فناوري.

4- تقويت روحيه ملي ، ايجاد نشاط و اميدواري به آينده و مقابله با هر گونه اقدام يأس آفرين در جامعه و در بين نيروهاي خودي حاضر در صحنه.

5- عمق بخشي مقابله با جنگ نرم از طريق بسيج همه امكانات و منابع انساني ، فرهنگي ، هنري و رسانه اي و فرهيختگان و نخبگان مومن به انقلاب ونظام.

6- واكنش سريع در مقابله با حوادث ايجاد شده توسط دشمن به منظورجلوگير ي از ايجاد رخنه در جامعه و حاكميت.

7- تهاجم مستمر فكري ، فرهنگي و سياسي به دشمن ، مباني و پايگاههاي فكري و فرهنگي وعوامل داخلي آن .

عوامل شكل گيري جنگ نرم

عوامل به وجود آمدن جنگ نرم

١-  با وقوع انقلاب اسلامي در ايران ، يكي از ستونهاي حافظ منافع آمريكا در منطقه فرو ريخت. اقدامات نظامي ، تروريستي و تحريم هاي اقتصادي نتوانست انقلاب را در مقابل آمريكا به زانو درآورد.

2- در دهه 90 ، با فروپاشي شوروي ، آمريكا بدنبال تك قطبي كردن جهان و تثبيت هژموني خويش با  بهره گيري از همه ظرفيتهاي سخت و نرم خود شد.

٣ – در مسير حركت سرمستانه آمريكا ، با مانع جمهوري اسلامي ايران برخورد كرده و در
شكل گيري هژموني با چالش جدي مواجه شد.

4- در فرآيند تحقق اهداف انقلاب اسلامي ، جمهوري اسلامي ايران از اركان قدرت لازم براي ايستادگي در مقابل آمريكا برخوردار شده بود.

1/4) قدرت نرم جمهوري اسلامي توانسته بود گفتمان انقلاب اسلامي را در جهان مطرح و
         نقش بازيگري براي آن در صحنه بين الملل ايجاد نمايد.

2/4) قدرت سخت جمهوري اسلامي با بهره گيري از تجارب دفاع مقدس توانسته بود نقش
         بازدارندگي موثري براي آن  ايجاد نمايد.

3/4) با افزايش قيمت نفت و افزايش ثروت ملي و پيشرفتهاي چشمگير علمي و فن آوري
         كشور ، قدرت اقتصادي ارتقاء يافت.

5- آمريكا براي مهار قدرت جمهوري اسلامي از راهبرد جنگ نرم استفاده مي كند.لذا جنگ نرم آمريكا در حقيقت يك اقدام پدافندي در مقابل انقلاب اسلامي است.

سخنراني مقام معظم رهبري درباره جنگ نرم

تحليل محتواي سه سخنراني  مقام معظم رهبري (مد ظله العالي) در خصوص جنگ نرم

الف ) اجتناب نا پذيري جنگ نرم دشمن با انقلاب اسلامي در شرايط حاضر:

١ – مواجه شدن نظام جمهوري اسلامي با يك جنگ عظيم نرم و واقعيت داشتن آن .

٢ – مخالفت شديد شبكه عظيم استكباري با قدرت روبه رشد و روبه اعتلاي نظام جمهوري اسلامي .

3- خلاف انتظار نبودن حوادث اخير.

4- نعمت بودن حوادث اخير براي شناخت نقاط قوت و ضعف خودمان.

ب ) هدف از مقابله با جنگ نرم دشمن:

دفاع از نظام اسلامي و جمهوري اسلامي در مقابله با يك حركت همه جانبه ي متكي به زور و تزوير و پول و امكانات عظيم پيشرفته ي علمي رسانه اي . بايد با اين جريان شيطاني خطرناك مقابله شود.

ج ) روشهاي مقابله با جنگ نرم دشمن:

١ – توجيه جوانان دانشجو و دادن قدرت تحليل به آنان.

2- دادن توان كار و نشاط كار با اميد بخشيدن و فضاي محيط درس و دانشگاه را فضاي اميد كردن.

3- ميدان دادن به دانشجو براي اظهار نظر و تشكيل كرسي هاي آزاد انديشي .

4- محيط دانشگاه را محيط معنويت كردن.

5- رساندن كشور به نقطه اي از لحاظ علمي ، اقتصادي و امنيتي كه امكان آسيب پذيري‌اش نزديك به صفر باشد.

6- مواظبت و جلوگيري از تزلزل در كار علمي دانشگاه.

7- رفتار مدبرانه و فكورانه و بدون تندروي ، افراط و تفريط در قضاياي پيش رو.

8- بازيابي حقيقي هويت اسلامي – ايراني خودمان.

د ) آرايش صحنه ي مقابله با جنگ نرم :

1- نخبگان فكري بايد به ميدان جنگ نرم بيايند.

2- اساتيد دانشگاه فرمانده جبهه ي جنگ نرم هستند كه بايد مسايل كلان را ببينند ، دشمن را درست شناسايي كنند ، هدفهاي دشمن را كشف كنند، احياناً به قرارگاههاي دشمن سر بكشند، بر آن اساس طراحي كنند و بر اساس طرح حركت كنند.

3- دانشجويان افسران جوان جبهه ي جنگ نرم هستند كه فكر دارند، عمل دارند ، در صحنه حضور دارند ، اوضاع را مي بينند ، در چهار چوب عمل مي كنند و در اتاقهاي فكرشان راه كار پيدا مي كنند.

ه ) وظيفه نخبگان فرهنگي و هنري در مقابله با جنگ نرم : 

١ – تلاش و مجاهدت براي فهم درست و صواب حوادث فتنه گون.

2-  تبليغ و تبيين حقايق براي مردم.

3- گره گشايي در عالم فرهنگ براي باز كردن حقيقت و باز كردن گره هاي ذهني.

4- پرهيز از شيوه هاي سياسي ، شيوه هاي سياستگران و سياستمداران در تبليغ
كار فرهنگي .

جنگ نرم از دیدگاه رهبر معظم انقلاب

 ماهيت جنگ نرم از دیدگاه امام خامنه ای

يكي از مسئولان طراز اول كشور رژيم صهيونيستي غاصب اسرائيل ، در سال گذشته توصيه‌اي به آمريكايي‌ها كرد . اين توصيه كاملاً در مطبوعات خارجي و اينترنت منعكس شد و امر پنهاني و مخفيانه اي نيست . توصيه وي به آمريكايي‌ها اين بود كه بيهوده وقت خود را با عراق و كره شمالي و كشورهايي از اين قبيل تلف نكنيد . مسئله اصلي شما ايران است . اگر خاورميانه را مي‌خواهيد وقتتان را مصروف عراق نكنيد ، سراغ ايران برويد ، كانون و سرچشمه آنجاست ، اما ايران مثل عراق و كره شمالي و افغانستان نيست كه بتوان با حمله نظامي آن را تسخير كرد. نظام و حكومت اسلامي به مردم متكي است ، مردم آن را حفظ كرده اند . بايد كاري كنيد كه مردم آنه را رها كنند . راهش اين است كه مردم را با ترويج فرهنگ و ادبيات غربي و فرهنگ و تربيت آمريكايي ، به واگرايي نسبت به دين و فرهنگ و سنت و تاريخشان سوق داد . وقتي مردم اين تعلقات را رها كردند ، بعد از گذشت چند سال ، بدون اين كه سرمايه اي صرف كنيد ، با يك حمله و تحرك احياناً نظامي مختصر ، مي‌توانيد اين مانع بزرگ ، يعني نظام اسلامي را از سراه برداريد.

تعریف جنگ نرم از دیدگاه امام خامنه ای

تعریف جنگ نرم در بیانات رهبر

در جنگ رواني و آنچه كه امروز به او جنگ نرم گفته مي‌شود در دنيا ، دشمن به سراغ سنگر‌هاي معنوي مي‌آيد كه آنها را منهدم كند . به سراغ ايمان‌ها ، معرفت‌ها ، عزم‌ها ، پايه‌ها و اركان اساسي يك نظام و يك كشور ،‌دشمن به سراغ اين‌ها مي‌آيد كه اين‌ها را منهدم بكند و نقاط قوت را در تبليغات خود به نقاط ضعف تبديل كند ، فرصت‌هاي يك نظام را به تهديد تبديل كند.

بازیگران جنگ نرم

بازیگران جنگ نرم جه کسانی هستند؟

دشمن برای پیروزی در جنگ نرم علاوه بر استفاده از امکانات وتجهیزات خود در کشور هم به دنبال امکاناتی است تا بتواند در پیشبرد اهداف خود موفق باشد . همچنان که در جنگ سخت یکی از عوامل موثر برای اقدامات دشمن , ستون پنجم یا جاسوس است .در جنگ نرم هم کسانی یا ابزاری عمل دشمن می شوند واو را یاری می کنند . گرچه ممکن است گاهی اوقات خودشان هم ندانند که عمل دشمن شده اند زیرا این جنگ وشیوه های ان بسیار پیچیده است وبرای همه شناخته شده نسیت . ومهم ترین بازیگران براندازی نرم در نبرد عبارتند از

 

۱-رسانه ها ومطبوعات

رسانه های غیر دولتی که در یک کشور فعالیت می کنند , هیچ کاه مستقل نیستند ؛ یعنی وابسته به حزب وگروه یا یک جناح سیاسی هستند که موافق یا مخالف ساختار سیاسی حاکم است . در این صورت در جنگ نرم رسانه ها ومطبوعات مخالف دولت یا حاکمیت , موثرترین بازیگران جبهه دشمن هستند . تکنیک ها وتاکتیک ها های جنگ نرم به قدری پیچیده است که دشمن گاهی رسانه ها ومطبوعات خودی هم در پازل طراحی شده دشمن ع نا اگاهانه به ایفای نقش می پردازند .

2-نخبگان سیاسی , اجتماعی وعلمی

همیشه در یک جامعه , خواص ونخبگان جایگاه ومقبولیت ویزهای دارند . در موضوعات ومسائل مختلف سیاسی واجتماعی که تنش هایی به وجود می آید , مردم به نخبگان نگاه می کنند وعکس العمل وموضع گیری انان را ملاک قرار می دهند . بنابراین دشمن در جنگ نرم برای خواص ونخبگان جامعه , برنامه ویزهای دارد ویعی می کند آنان را بازی گردان عرصه نبرد قرار دهد.

۳- جنبش های اجتماعی

یکی دیگر از پایگاه هایی که دشمن روی آن حساب ویژهای باز می کند , جنبش های اجتماعی است . جنبش زنان دانشجویی , جنبش کارگری وامثال ان که طیف گستردهای از مردم را در بر می گیرند ؛ نقش عمدهای در عرصه تقابل با دولت یا حاکمیت  یک نظام دارند ؛

4- سازمان های غیر دولتی ومردم نهاد

دشمن برای ضربه زدن به یک نظام , علاوه بر نفوذ در دولت کشور هدف وبه خدمت گرفتن عناصر سست بنیاد , کمک به نهاد های غیر دولتی را در دستور کار خود یکی از پایگاه های دشمن در صحنه جنگ نرم سازمان هایی هستند که به نام نهادهای مردمی بر ضد حاکمیت مشغول فعالیت اند .

5- احزاب و اپوزیسیون خارج از حاکمیت

وقتی گروه یا حزبی در حاکمیت یک نظام نقشی نداشته باشند , یا منزوی می شوند ویا به تقابل بر می خیزند . بنا براین اپوزیسیون مخالف حاکمیت چه در داخل وچه در خارج ان کشور پتانسیل خوبی برای به دست گرفتن رهبری توده های مردم دارند . به طور مثال امریکاو متحدانش برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران هزینه های هنگفتی را در اختیار اپوزیسیون خارج از کشور قرار می دهند . سلطنت  طلبان سازمان مجاهدین جبهه  ملی ایران , انجمن پادشاهی وحزب کمونیست ایران از جمله احزابی هستند که علیه نظام فعالیت می کنند .البته احزاب وگروه ها یی در داخل کشور هم به پایگاه های دشمن در  جنگ نرم تبدیل شده اند . حزب مشارکت , سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی , کار کزاران اعتماد ملی , مردم سالاری , مجمع روحانیون مبارز وجبههه دوم خرداد را می توان از این جمله به حساب در اورد .

6-پتانسیل های واگرایی موجود در جامعه

 در یک جامعه اقلیت های مذهبی وقومی به دلیل محدودیت  هایی که دارند , همواره آمادهاند تا با کمترین تحرک واحساس رسیدن به استقلال کامل به تقابل با حاکمیت بر خیزند . گرچه در کشور ما اقلیت های قومی ومذهبی موافق وپشتیبان حاکمیت هستند , اما دشمن علاوه بر تحرک آنها با سازمان دهی وکمک به فرقه های ضاله همچون وهابیت , وهابیت وبهائیت آنها را بازیگران عرصه نبرد با جمهوری اسلامی قرار داده است .

وظيفه ما در مواجهه با جنگ نرم

وظيفه ما در مواجهه با جنگ نرم چیست ؟

امروز استفاده از قدرت نرم براي تأمين منافع ملي و تماميت ارضي كشور ، ضرورت است و مراقبت از كشور در برابر تهديد نرم حياتي است .

     استفاده از قدرت نرم عليه تماميت ارضي، استقلال و هويت ملي كشور تنها در شرايط ضعف نظام اتفاق

نمي افتد بلكه در «پيروزي هاي خيره كننده» ديده مي شود. از اين رو رهبرمعظم انقلاب اسلامي براي خنثي كردن تهديدهاي دشمن، دانشجويان، اساتيد دانشگاهها و هنرمندان را به ميدان فراخوانده اند.

     در جنگ نرم، دشمن از ادبيات خاص يعني " تاريك نشان دادن آينده "  استفاده مي کند و با ايجاد شک و ترديد در اصول و دستاوردها تلاش مي كند تا مردم را دچار ترس و اضطراب کند و نيروهاي اصلي را خسته نمايد.

     رهبر معظم انقلاب اسلامي ، براي خنثي شدن اين ترفند به اساتيد دانشگاهها فرمودند : " لازم نيست شما از افراد نام ببريد ولي لازم است كه به دانشجويان اميد بدهيد تا دستاوردهاي بزرگ كشورشان را كوچك نبينند ."

     در جنگ نرم، از «احساسات» و «مظلوم گرايي» به عنوان چاشني اقدامات خطرناك استفاده مي شود . در اين ميدان آن دسته از نيروهاي جوان كه به دليل برخورداري از هوشياري سياسي  دست فتنه گران را مي خوانند، وظيفه اي مهم بر عهده دارند. رهبر معظم انقلاب با تأکيد بر رسالت دانشجويان با عنوان " افسران جوان" و اساتيد دانشگاه با عنوان " فرماندهان خودي جبهه نرم "  مسئوليت آنان را يادآور شدند.

     جنگ نرم، صحنه رويارويي دروغ هاي بزرگ با واقعيت هاي ترديدناپذير است . در اين جنگ نرم، كافي است كه هواداران جبهه حق بيدار باشند و بيكار ننشينند چرا كه زبان حق هميشه مؤثرتر از زبان باطل است .

ناتوي فرهنگي چیست؟

ناتوي فرهنگي؛ چهره‌اي ديگر از جنگ نرم

پس از فروپاشي شوروي در سال 1991 و پايان يافتن جنگ سرد ، آمريکا احساس کرد رقيب خاصي در دنيا ندارد به همين دليل تلاش کرد تا سلطه خود را در عرصه‌هاي مختلف نظامي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي بر کشورهاي جهان تحميل کند. بنابراين به يک مجموعه مقتدر فرهنگي نياز بود و از اين زمان به بعد عملاً ناتوي فرهنگي موجوديت يافت. دلايل روي اوردن آمريکا به ناتوي فرهنگي عبارتند از :

-    گستره ناتوي فرهنگي فکر، انديشه و فرهنگ ملت‌هاست ، لکن گستره ناتوي نظامي مرزهاي جغرافيايي يک يا چند کشور است.

- سياست ناتوي فرهنگي به دست آوردن باورها و اعتقادات ملت‌ها ست ولي هدف از حمله نظامي تصرف زمين و کسب منابع و مراکز مهم اقتصادي است.

   - در کارکرد نظامي و جنگ سخت، تلفات و خرابي‌ها محسوس و ملموس است ودر ضمن  با هزينه کردن، قابل بازسازي است، ولي در ناتوي فرهنگي ويراني‌ها و آسيب‌ها نامحسوس است، و به آساني بازسازي نمي‌شود.

 - کارکرد ناتوي فرهنگي بلندمدت، کم‌دردسر و کم‌هزينه‌ ، اما ناتو ي نظامي کوتاه‌مدت، پردردسر و پرهزينه‌تر است.

   - تلفات انساني به ويژه در جبهه دفاع مقدس ، تحت عنوان شهادت ، با ارزش و ماندني است ولي در عرصه فرهنگي ذهن‌ها و انديشه‌ها آسيب مي‌بيند.

 يکي از اهداف ناتوي فرهنگي به حاشيه کشاندن فرهنگ ديني ، ملي جوامع است تا با حاکم کردن خواسته‌هاي خود ، اداره امور جهان را به دست گيرند.