ناتوي فرهنگي؛ چهره‌اي ديگر از جنگ نرم

پس از فروپاشي شوروي در سال 1991 و پايان يافتن جنگ سرد ، آمريکا احساس کرد رقيب خاصي در دنيا ندارد به همين دليل تلاش کرد تا سلطه خود را در عرصه‌هاي مختلف نظامي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي بر کشورهاي جهان تحميل کند. بنابراين به يک مجموعه مقتدر فرهنگي نياز بود و از اين زمان به بعد عملاً ناتوي فرهنگي موجوديت يافت. دلايل روي اوردن آمريکا به ناتوي فرهنگي عبارتند از :

-    گستره ناتوي فرهنگي فکر، انديشه و فرهنگ ملت‌هاست ، لکن گستره ناتوي نظامي مرزهاي جغرافيايي يک يا چند کشور است.

- سياست ناتوي فرهنگي به دست آوردن باورها و اعتقادات ملت‌ها ست ولي هدف از حمله نظامي تصرف زمين و کسب منابع و مراکز مهم اقتصادي است.

   - در کارکرد نظامي و جنگ سخت، تلفات و خرابي‌ها محسوس و ملموس است ودر ضمن  با هزينه کردن، قابل بازسازي است، ولي در ناتوي فرهنگي ويراني‌ها و آسيب‌ها نامحسوس است، و به آساني بازسازي نمي‌شود.

 - کارکرد ناتوي فرهنگي بلندمدت، کم‌دردسر و کم‌هزينه‌ ، اما ناتو ي نظامي کوتاه‌مدت، پردردسر و پرهزينه‌تر است.

   - تلفات انساني به ويژه در جبهه دفاع مقدس ، تحت عنوان شهادت ، با ارزش و ماندني است ولي در عرصه فرهنگي ذهن‌ها و انديشه‌ها آسيب مي‌بيند.

 يکي از اهداف ناتوي فرهنگي به حاشيه کشاندن فرهنگ ديني ، ملي جوامع است تا با حاکم کردن خواسته‌هاي خود ، اداره امور جهان را به دست گيرند.