اصل محبت در مداحى از ديدگاه امام خامنه ای

((بحمدالله جان مردم و وجودشان به عشق و محبت اهل بيت آميخته است و براى شما بلبلان گلزار اهل بيت اين فرصت هست كه عواطف و احساسات مردم را سيراب كنيد)).

((از مداحى بايد براى پراكندن بهترين معارف اسلامى در باب اهل بيت استفاده كنيد. اين محبت كه مردم دارند بايستى در خواندن شما و گفتن شما عميق و ريشه دار و آتشين و برافروخته بشود. تشيع آيين محبت است . خصوصيت محبت ، خصوصيت تشيع است . كمتر مكتبى ، مسلكى ، دين و آيينى و طريقه اى را مثل تشيع پيدا مى كنيد كه اين قدر با محبت سر و كار داشته باشد. و علت اينكه فكر تشيع تا امروز با وجود آن همه مخالفتى كه با آن شده است باقى مانده اين است كه ريشه در زلال محبت دارد. تشيع دين تولى و تبرى است ، آيين دوست داشتن و دشمن داشتن است ، و عاطفه در آن ، با فكر هماهنگ و همدوش است و اينها خيلى مهم است . محبت ، اصل سحرآميز عجيبى است . اگر محبت در تشيع نبود، اين دشمنى هاى عجيبى كه تا كنون با شيعه شده بايد آن را از بين مى برد. همين محبت شما و محبت اين مردم به حسين بن على (عليه السلام ) ضامن حيات و بقاى اسلام است و اين معناى همان فرمايش امام است كه مى فرمودند: ((عاشورا اسلام را نگه داشت )). ايام فاطميه هم همين طور است . ولادت پيغمبر هم همين طور است . شما بايد با استفاده از اين هنر اين محبت را در ميان مردم عمق ببخشيد، تر و تازه نگاه داريد و برافروخته كنيد)).
((بسيارى شعرا هستند كه شعرشان بلند است ، اما آنچه را كه در مدح فلان وزير يا فلان كاتب يا فلان پادشاه گفته اند، آب و رنگ حقيقى يك اثر هنرى را ندارد و مشخص ‍ است كه عاطفه همراهش نيست . بر خلاف آنچه كه همين شعرا براى اهل بيت گفته اند. يعنى سروده آنها براى اهل بيت عاشقانه است و شعر حقيقى اين است )).
((مگر نمى گوييم حضرت فاطمه (سلام الله عليها) كارى كرد كه سوره ((هل اتى )) درباره او، شوهر و فرزندانش نازل شد؟ ايثار نسبت به فقرا، كمك به محرومان به قيمت گرسنگى كشيدن خود؛ (( وَ يُؤ ثَرُونَ عَلَى اَنفُسِهِم وَ لَو كانَ بِهِم خَصَاصَة )) (63) . ما هم بايد همين كارها را بكنيم . اين نمى شود كه ما، دم از محبت فاطمه زهرا بزنيم ، در حالى كه آن بزرگ وار به خاطر گرسنگان ، نان را از گلوى خود و عزيزانش مثل حسين و حسن و پدر بزرگوارشان بريد و به آن فقير داد. آن هم نه يك روز، نه دو روز بلكه سه روز ولى ما كه پيرو يك چنين كسى هستيم ، نه فقط نان را از گلوى خود نمى بريم تا به فقير بدهيم ، بلكه اگر بتوانيم نان را از گلوى فقرا هم بيرون مى بريم ! اين روايتى كه در ((كافى )) شريف و بعضى از كتب ديگر در باب علامات شيعه ناظر به همين است كه شيعه بايستى آن گونه عمل بكند. ما بايد نمايان گر زندگى آنها در زندگى خودمان باشيم ولو به صورت ضعيف . البته ما كجا و حتى از ما بزرگترها كجا و آن آستان بلند كجا؟ معلوم است كه ما حتى به محدوده دور دست زندگى آنها هم نمى رسيم ، اما ما بايد تشبه به آنها كنيم . اينكه ما در نقطه مقابل زندگى اهل بيت حركت كنيم و آن وقت ادعا كنيم جزو مواليان اهل بيت هستيم ، چنين چيزى ممكن نيست ! فرض بفرماييد كسى در زمان امام بزرگوارمان ، از دشمنان اين ملت كه امام دائم عليه آنها حرف مى زد تبعيت مى كرد، آيا مى توانست بگويد من تابع امام هستم ؟ آيا اگر چنين چيزى از زبان كسى صادر مى شد به او نمى خندند؟ عيناً همين قضيه در باب اهل بيت (عليهم السلام )مطرح است و ما بايد شايستگى خودمان را ثابت كنيم )).
((آقايان ! در اين شعرهايى كه مى سراييد و در اين بيانات و گفته ها كه در مراسم و محافل ، محبت فاطمه زهرا را در دل ها مى گنجانيد، چند بيت هم از دستورات و احاديثى كه از آن بزرگوار درباره نماز و مسائل گوناگون دينى نقل شده ، چاشنى آنها كنيد يا اگر شعر هم نداريد، به زبان نثر بگوييد تا آن محبتى كه فاطمه زهرا در دل ها دارد با بيان شما مشتعل شود. به قول صائب كه مى گويد:

عشاق را به تيغ زبان گرم مى كنيم
چون شمع تازيانه پروانه ايم ما
اين وصف حال شماست كه آن محبت را در دل ها بر مى انگيزانيد و لذا بايد از آن براى فرا گرفتن دو كلمه از معارف فاطمه زهرا استفاده بشود)).

منابع:


62- ديدار مقام معظم رهبرى با مداحان تهران ، قم و كرج به مناسبت ولادت حضرت زهرا(س ).
63- و در عين تنگدستى ديگران را بر خود بر مى گزينند./حشر 9.