جبهه ملى
جبهه ملى، اصطلاحى است كه در مورد ائتلاف و همكارى ميان احزاب ملىگرا و دست راستى براى رسيدن به يك هدف مشترك يا به تعبير ديگر كسب قدرت به كار مىرود.
در سال 1328 با اوج گيرى مبارزات سياسى، تبعيد آيةالله كاشانى، بنيانگذارى فدائيان اسلام و گسترش فعاليتهاى سياسى نيروهاى مذهبى، ترور شاه و بالاخره بالاگرفتن مخالفت نمايندگان مجلس با ملى شدن نفت، زمينه ائتلاف و اتحاد نيروهاى ملى فراهم مىگردد.
در انتخابات مجلس شانزدهم اين نيروها به سركردگى مصدق السلطنه جبهه ملى را تشكيل دادند و جالب است كه اين جريان در هنگام تحصن در دربار شاه، بنيان نهاده شد.
مصدق و تعدادى ديگر از همفكرانش در تلاشى به منظور برگزارى انتخابات آزاد، در بيست و دوم مهر ماه 1328 در دربار شاه متحصن شدند. در اين تحصن جبهه ملى از طرف افرادى همچون مصدق، حسن فاطمى، كريم سنجابى، سيدعلى شايگان، شمسالدين جزايرى، مظفربقايى و... بنيانگذارى گرديد.
مصدق و عناصر جبهه ملى همواره مراتب ارادت و سرسپردگى خود را به شاه و خاندان سلطنت ابراز مىداشتند و حتى در دادگاه نظامى سال 1332 و 1333 مصدق خيلى تلاش كرد تا موافقت و ارادت خود را به شاه اثبات نمايد و اتهام ضديت با سلطنت را از خود دور سازد.
با توجه به آن كه خميرمايه اين تشكل را اعتقاد به ملىگرايى تشكيل مىداد، جبهه ملى نه تنها با روحانيت و نيروهاى مذهبى موافق نبوده، بلكه همواره سعى داشته آنها را از صحنههاى سياسى حذف نمايد و دليل آن هم اعتقاد به جدايى دين از سياست در نزد اين گروه مىباشد.
مصدق كه با حمايت آيةالله كاشانى و نيروهاى مذهبى از جمله فعاليتهاى فدائيان اسلام به نخست وزيرى رسيد، مخالفتهاى خود را با آيةالله كاشانى و نيروهاى مذهبى تشديد نمود؛ تا سرانجام اين ماجرا به كودتاى 28 مرداد ختم شد. پس از كودتاى ننگين آمريكايى تا سال 1339 تشكيلاتى به اين نام در صحنه سياسى حضور نداشت.
با اوجگيرى اختلافات در درون جبهه ملى در طى اين سالها، كه ناشى از قدرتطلبى بود، جبهه ملى دومى شكل گرفت كه منجر به طرد مصدق از رهبرى آن شد و مصدق از آن پس به سوى نهضت به اصطلاح آزادى گرايش بيشترى پيدا كرد. در مقطعى كه جبهه ملى و ملىگراها در حال استحاله شدن در نظام شاهنشاهى بودند، مجاهدتهاى امام خمينى (قدس سره) كه از سال 1341 شروع شده بود، آثار خود را در ملت مسلمان ايران نمايان ساخت و نهضت اسلامى وارد مرحلهاى جديد شد.
در سال 1356 همزمان با اوجگيرى نهضت اسلامى، هنگامى كه رژيم فاسد پهلوى قصد داشت با ايجاد رفرم سياسى مسير انقلاب را منحرف كند، جبهه ملى مجدداً تشكيلات خود را در چارچوب قانون اساسى فعال نمود تا بلكه در خيانتى ديگر، بتواند از تكوين انقلاب اسلامى و سرنگونى رژيم شاهنشاهى جلوگيرى نمايد.
جبهه ملى در تابستان 1356 و در يكى از اولين قدمهاى خود، طى نامه سرگشادهاى به شاه خواستار تمكين مطلق به اصول مشروطيت، احياى حقوق ملت، احترام واقعى به قانون اساسى و اعلاميه جهانى حقوق بشر شد.
همزمان با اين ترفند، آمريكايىها براى تقويت خط انحراف، زمينههاى نخست وزيرى شاپور بختيار كه از سران جبهه ملى بود را فراهم نمودند تا شايد بتوانند سلطنت را از هجوم بنيان كن مردم مسلمان ايران به رهبرى امام عظيم الشأن راحل حفظ كنند.
با هوشيارى و درايت امام خمينى (قدس سره) اين ترفند به شكست انجاميد و عدهاى از افراد سودجوى جبهه ملى خود را در صف مردم و انقلاب قرار دادند و با همين تزوير موفق شدند در دولت موقت بازرگان چند وزارتخانه مهم را در اختيار بگيرند. اما تدريجاً چهره خود را از زير نقاب خارج ساختند و به مخالفت با اصل ولايت فقيه برخاستند و بعضى از همهپرسىها را نيز تحريم كردند.
با سقوط دولت موقت و تسخير لانه جاسوسى و افشاء چهره واقعى آنان و نهايتاً پس از عزل بنىصدر از فرماندهى كل قوا و رياست جمهورى، جبهه ملى از تحقق اهداف خود مبنى بر انحراف انقلاب اسلامى مأيوس گرديد، لذا مخالفت و عناد خود را با نظام نوپاى اسلامى و رهبرى امام خمينى (قدس سره) علنى ساخت و با انتشار اطلاعيهاى با عنوان انقلاب بزرگ ملت را از كليه هدفهاى بنيادى خود منحرف كردهاند از مردم خواستند به منظور حمايت از دموكراسى و فضاى باز سياسى و آزادى همه گروههاى مخالف، دست به يك راهپيمايى گسترده بزنند و مخالفت خويش را با سياستهاى نظام اسلامى اعلام نمايند.
البته جبهه مرتد ملى قبل از آن، اطلاعيهاى ديگرى نيز در محكوميت لايحه قصاص منتشر كرده بودند. امام عظيم الشأن راحل در برخورد با اين توطئه، اقدام جبهه ملى را در جهت شوراندن مردم عليه نظام اسلامى و ضروريات اسلام، خيانتى بزرگ به اسلام دانستند كه حتى رضاخان نيز چنين جسارتى به اسلام نكرده است و بالاخره حضرت امام اعلام داشتند:
جبهه ملى از امروز محكوم به ارتداد است
و در بيانى ديگر در خصوص جبهه ملى مىفرمايند:
آنها از همان اول، از آن وقتى كه تأسيس شد، مسئله اسلام پيششان مطرح نبوده است. آنچه مطرح بوده، اگر راست بگويند همان ملىگرايى بوده است و من در اين هم شك دارم، براى اينكه افرادى كه در سردسته اينها بودند و به ملىگرايى معروف بودند، ما ديديم كه بر ضد ملت قيام كردند.
در حال حاضر با فضاى باز ايجاد شده، عناصر ملىگرا، در سناريوى استحاله نظام يا به عبارت ديگر براندازى سياسى نظام، نقشى را بر عهده گرفته و مطابق آن فعاليتهاى خود را شروع نمودهاند، از جمله: برگزارى مراسمهاى مختلف، انتشار اطلاعيه، خبرنامه و... .
به استناد مدارك موجود از جبهه مرتد ملى، آخرين مواضع اين گروهك عبارت است از:
يكى از عناصر اصلى اين تشكيلات در خصوص حكومت دينى اظهار مىدارد:
آخوندها [روحانيت] حكومت را در اختيار گرفتهاند و به اسم دين حكومت مىكنند و حكومت مذهبى به اين معنا كه مذهب و مذهبيون حكومت كنند از ديدگاه ما مردود است.
عناصر جبهه مرتد ملى كه به بركت رحمت و عطوفت جمهورى اسلامى از قهر انقلابى مردم مسلمان ايران در امان ماندند، مجدداً به دنبال تز استعمارى جدايى دين از سياست مىباشند كه البته يكى از اصلىترين بخشهاى اعتقادى جبهه مرتد ملى مىباشد.
اين گروهك مرتد معتقد است كه قانون اساسى مىبايست تغيير كند، از جمله اين تغييرات، تغيير در اصل ولايت فقيه است كه از همان ابتدا اشخاصى مانند مقدم مراغهاى و... در مجلس خبرگان تدوين قانون اساسى با آن مخالف بودند.
جبهه مرتد ملى با انتشار اطلاعيهاى در بزرگداشت 30 تير اعلام داشت:
جبهه ملى ايران، استيلاى قدرت يك فرد را برسرنوشت ملت در هر شكل و شمايل و با هر بهانه و دستاويز مظهر استبداد مىشناسد.
گروهك مذكور در خصوص انتخابات مجلس خبرگان مواضع خود را اين چنين اعلام نمود:
جبهه ملى ايران در آستانه انتخابات نهادى انحصارى و فاقد مشروعيت به نام مجلس خبرگان، به استناد حقوق بشر!؟ اعلام مىدارد كه وجود هر نوع سازمان و نهادى انحصارگرانه در ساختار حكومتى موجود... را خلاف مصالح و منافع دانسته، لزوم تداوم مبارزه را در استقرار نظام مردم سالارى به جاى نظام فردسالارى خواستار است.
جبهه مرتد ملى در مواجهه با انقلاب اسلامى معتقد به مبارزه قهر آميز سياسى مىباشد و براى اين منظور به طور قابل ملاحظهاى تلاش مىكند تا در فضاى سياسى و فرهنگى داخل، حضورى مؤثر داشته باشد.
اين گروهك در آخرين اقدام خود و در راستاى مخالفت با نظام اسلامى، انتخابات مجلس خبرگان را تحريم كرد.
در اطلاعيه جبهه مرتد ملى در خرداد ماه 1377 آمدهاست:
با شركت در انتخابات آتى مجلس خبرگان، ملت ايران دچار خطاى عظيمى خواهد شد.
در خصوص مواضع اين گروهك بايد خاطر نشان كرد كه جريانهاى به اصطلاح روشنفكرى همواره به دليل بينش غلطشان كه مبتنى بر ليبراليسم و ديگر مكاتب غربى مىباشد در تحليل خود از ملت مسلمان ايران و انقلاب اسلامى به خطا رفتهاند و بعضاً آنها را حتى مستوجب قهر انقلابى كرده است، امروز هم اين جريانها و گروهها مجدداً در حال تكرار اشتباهات گذشته خود مىباشند.
احياگر اسلام ناب محمدى (ص) در خصوص اين گروهك مرتد و رهبر آن، مىفرمايند:
يك گروهى كه از اولش باطل بودند، من از آن ريشههايش مىدانم، يك گروهى كه با اسلام و روحانيت اسلام سرسخت مخالف بودند، از اولش هم مخالف بودند، اولش هم وقتى كه مرحوم آيت الله كاشانى ديد كه اينها خلاف دارند مىكنند و صحبت كرد، اينها كارى كردند كه يك سگى را نزديك يك مجلس عينك به آن زدند، اسمش را آيت الله گذاشته بودند. اين در زمان آن بود كه اينها فخر مىكنند به وجود او.
او [مصدق] هم مسلم نبود. من در آن روز در منزل يكى از علماى تهران بودم كه اين ديگر مخالفت با شخص نيست، اين سيلى خواهد خورد و طولى نكشيد كه سيلى را خورد و اگر مانده بود، سيلى را بر اسلام مىزد.
منابع:- مدنى سيد جلال الدين، تاريخ سياسى معاصر ايران
- اظهارات يكى از عناصر جبهه مرتد ملى در ايران - مورخ 4/2/76
- كنفرانس مطبوعاتى جبهه مرتد ملى - 8/4/77
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا