جنبش مسلمانان مبارز
در اواخر 1323 افرادى از انجمنهاى دانشجويان، مهندسين، پزشكان و معلمين از جمله مهندس بازرگان و زنجانى نهضت خداپرستان سوسياليست را بنيانگذارى نمودند. عدهاى از اعضاى نهضت خداپرستان سوسياليست به حزب ايران پيوسته و پس از مدتى از اين حزب منشعب و حزب مردم ايران، توسط افرادى از جمله دكتر پيمان و به رهبرى نخشب بنيانگذارى مىشود، حزب مردم ايران با جبهه ملى تا سال 1332 مرتبط مىشود،اين حزب از سال 1339 فعاليت مجدد خود را هماهنگ با جبهه ملى دوم و مدتى هم با نهضت آزادى شروع كرد. پس از متلاشى شدن جبهه ملى دوم، دكتر كاظم سامى به اتفاق دكتر پيمان، جنبش انقلابى مردم ايران را بنيان مىگذارند. در آستانه انقلاب اسلامى با توجه به شرايط اسلامى جامعه، كلمه مسلمانان را نيز در سازماندهى مجدد تشكيلات اضافه مىنمايند و با نام جنبش انقلابى مردم مسلمان ايران (جاما) نام گروه را بازسازى مىكنند و نهايتاً دكتر پيمان بعد از پيروزى انقلاب اسلامى رسماً از جنبش انقلابى جدا شده و جنبش مسلمانان مبارز را تأسيس مىنمايد.
دكتر پيمان معتقد به ليبراليسم دموكراتيك و اصول سوسياليسم مىباشد و با نشان دادن عدم تناقض اصولى ماركسيسم با اسلام در شكلى به اصطلاح روشنفكرانه و با عدم اعتقاد به امامت معصومين (عليهم السلام) و اسلام فقاهتى و روحانيت، فعاليت خود را در صحنه سياسى ادامه داد.
جنبش مسلمانان مبارز در انتخابات دوره اول مجلس با سازمان منافقين ائتلاف مىنمايد و كانديداى مشترك در انتخابات معرفى مىكند. اين گروهك عامل انحراف و پيوستن بسيارى از جوانان پرشور و مسلمان به سازمان منافقين بوده است.
سركرده اين گروهك يك ماه پس از پيروزى انقلاب اسلامى با زير سؤال بردن رهبرى حضرت امام خمينى (قدس سره) و ايجاد ترديد در توان و قدرت آن وديعه و حجت الهى مىنويسد:
انقلاب از يك رهبرى قاطع و متمركز، كه مخصوصاً در شرايط كنونى بسيار ضرورى است، محروم مىباشد.
وى سپس با اصرار به انديشههاى ناقص و نادرست خود، مدعى مىگردد:
... امام خمينى كشش و ظرفيت بينش رهبرى مبارزه ضد امپرياليستى را ندارد.
دكتر پيمان كه روزگارى ادعاى مبارزه با امپرياليسم و استثمار را با تفاخر مطرح مىكرد و با همين ادعاهايش توانسته بود تعدادى از جوانان پرشور را جذب نمايد، درگذر تاريخ ادعاهايش به شكل تمسخرآميزى تغيير كردهاست.
او در نشريه امت، شماره 85 مدعى مىگردد كه:
ليبرالها... حامى طبقات سرمايهدار و مدافع استثمار و پناهگاه بسيارى از فرصت طلبها و ضد انقلابيون بوده و هستند.
اما علىرغم ادعاى قبلى، پيمان در مصاحبهاى با نشريه توانا مىگويد:
جنبش [مسلمانان مبارز] با نهضت آزادى [سردمداران ليبراليسم سياسى در ايران] از لحاظ اهداف مبارزاتى اختلاف اصولى ندارد. امروز ضرورت توسعه سياسى و تأمين آزادى مطرح است و ما و نهضت و ديگران در اين هدف مشترك هستيم.
در حال حاضر پيمان در اين دوره از فعاليتهايش به ويژه پس از انتخابات رياست جمهورى، به سوگلى امپرياليسم خبرى و رسانههاى استكبارى (راديو رژيم اشغالگر قدس، راديو آمريكا، راديو آزادى، بىبىسى و...) تبديل شده، تا جائى كه با عناصر ضد انقلاب ارتباط صميمانهاى برقرار كرده است، از جمله برقرارى ارتباط با حسين مهرى، مجرى و برنامه ساز راديو 24 ساعته ايرانيان؛ هزينههاى اين راديو توسط شوراى احكام امرى و با تصويب گروه "ايادى امر الله" - عالىترين مرجع تبيلغات و احكام فرقه ضاله بهاويت - و جامعه بازرگانان يهودى ايران مقيم آمريكا به صورت مشترك پرداخت مىگردد.
همچنين هفته نامه ضد انقلابى نيمروز چاپ لندن نيز، وى (پيمان) را به عنوان يك نيروى اپوزيسيون دانشگاهى معرفى كرده و مىنويسد:
سلطنت طلبان خواستار داشتن رابطه با عناصر ملى و مذهبى كشور، خصوصاً جريان پيمان و سروش هستند.
كيهان سلطنت طلب چاپ لندن نيز كه با سرمايه اشرف پهلوى اداره مىشود، ارتباط گستردهاى با پيمان دارد و درباره وى مىنويسد:
او [پيمان] از جمله روشنفكرانى است كه در آغاز انقلاب از انقلابيون حمايت كرد. اما خيلى زود متوجه شد كه اشتباه كرده است.
الف) ولايت فقيه:
اصل ولايت فقيه هم به لحاظ مبانى دينى و هم به دليل تزاحم آن با آزادىها و حقوق مردم مردود مىباشد.
ب) مجلس خبرگان و رهبرى:
اين گروهك با گستاخى هرچه تمامتر در يكى از خبرنامههاى خود مىنويسد:
توان رهبرى در حل مشكلات به وجود آمده در روابط قواى سه گانه و ناتوانى وى در نصب عناصر شايسته در مناصب و نيز ناتوانى در تعيين سياستهاى كلى و عدم مديريت درست در اجراى آنها مىتواند خبرگان را به تجديد نظر در انتخابات رهبر وا دارد.
ج) رياست جمهورى:
مصدق بايد الگوى خاتمى باشد، مصدق وقتى نخست وزير شد و وارد حكومت شد نظام به طور كل در دست شاه بود، قوه مقننه هم در دست شاه بود، او در طول دو سال حكومتش اين همه كار مثبت كرد، فقط مردم را به صحنه مىآورد و از نيروى مردم استفاده مىكرد، معمولاً حكومتها از فشار افكار عمومى مىترسند. خاتمى بايد بامانورهاى مختلف در شرايط مختلف از مردم استفاده كند.
د) تقليد از مراجع عظام:
بحث تقليد مربوط به سنتهاى كهن غلط است. تقليد انسان را بىفكر بار مىآورد. تقليد قدرت تفكر انسان را از بين مىبرد. در زمان قديم چون راهنمايان و علما اندك بودند و قدرت دسترسى به اطلاعات كم بود انسانها به ناچار تقليد مىكردند، ولى در حال حاضر تقليد انسان را تنبل مىكند.
ه) حكومت شيعه:
كشور ما تجربه حكومت شيعى را به صورت منفى ديده است و به عبارت ديگر حكومت شيعه در ايران هميشه منفى بوده است.
و) دين:
دين براى دغدغههاى هستى شناسانه آدمى آمده و اگر ما بخواهيم از او راه ملى، سياسى و اجتماعى بگيرم، دين را در حد يك ايدئولوژى تنزل دادهايم. سنت گرايان بطور موروثى دين دارند و هرچه پدرانشان كردهاند مىكنند، ولى آنهايى كه عقلائىاند و تابع بلاشرط آباء و اجداد نيستند دين را با شرايط زمان مىپذيرند.
بنابراين گروهك مذكور نيز همانند ساير جريانهاى روشنفكرى، توان خود را متوجه مقابله با حاكميت دينى و ولايت فقيه نموده است.
منابع: - نشريه امت، مورخ 29/1/58 - به نقل از روزنامه كيهان 30/1/78
- نشريه امت، شماره 56 - به نقل از كتاب - درباره جنبش مسلمانان مبارز - دفتر سياسى سپاه
- نشريه امت، شماره 58، مورخ 10/9/59 - به نقل از روزنامه كيهان 31/1/78
- نشريه توانا - شماره 20، به نقل از روزنامه كيهان 31/1/78
- هفته نامه ضد انقلابى نيمروز مورخ 13/12/74 - به نقل از روزنامه كيهان 1/2/78
- كيهان سلطنت طلب شماره 645 - مورخ 2/12/75
- گاهنامه گروهك جنبش مسلمانان مبارز - تيرماه 77
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا