۱- تاريخچه و تأسيس‏

در اواخر 1323 افرادى از انجمن‏هاى دانشجويان، مهندسين، پزشكان و معلمين از جمله مهندس بازرگان و زنجانى نهضت خداپرستان سوسياليست را بنيانگذارى نمودند. عده‏اى از اعضاى نهضت خداپرستان سوسياليست به حزب ايران پيوسته و پس از مدتى از اين حزب منشعب و حزب مردم ايران، توسط افرادى از جمله دكتر پيمان و به رهبرى نخشب بنيانگذارى مى‏شود، حزب مردم ايران با جبهه ملى تا سال 1332 مرتبط مى‏شود،اين حزب از سال 1339 فعاليت مجدد خود را هماهنگ با جبهه ملى دوم و مدتى هم با نهضت آزادى شروع كرد. پس از متلاشى شدن جبهه ملى دوم، دكتر كاظم سامى به اتفاق دكتر پيمان، جنبش انقلابى مردم ايران را بنيان مى‏گذارند. در آستانه انقلاب اسلامى با توجه به شرايط اسلامى جامعه، كلمه مسلمانان را نيز در سازماندهى مجدد تشكيلات اضافه مى‏نمايند و با نام جنبش انقلابى مردم مسلمان ايران (جاما) نام گروه را بازسازى مى‏كنند و نهايتاً دكتر پيمان بعد از پيروزى انقلاب اسلامى رسماً از جنبش انقلابى جدا شده و جنبش مسلمانان مبارز را تأسيس مى‏نمايد.

2- عملكرد

دكتر پيمان معتقد به ليبراليسم دموكراتيك و اصول سوسياليسم مى‏باشد و با نشان دادن عدم تناقض اصولى ماركسيسم با اسلام در شكلى به اصطلاح روشنفكرانه و با عدم اعتقاد به امامت معصومين (عليهم السلام) و اسلام فقاهتى و روحانيت، فعاليت خود را در صحنه سياسى ادامه داد.

جنبش مسلمانان مبارز در انتخابات دوره اول مجلس با سازمان منافقين ائتلاف مى‏نمايد و كانديداى مشترك در انتخابات معرفى مى‏كند. اين گروهك عامل انحراف و پيوستن بسيارى از جوانان پرشور و مسلمان به سازمان منافقين بوده است.

سركرده اين گروهك يك ماه پس از پيروزى انقلاب اسلامى با زير سؤال بردن رهبرى حضرت امام خمينى (قدس سره) و ايجاد ترديد در توان و قدرت آن وديعه و حجت الهى مى‏نويسد:

انقلاب از يك رهبرى قاطع و متمركز، كه مخصوصاً در شرايط كنونى بسيار ضرورى است، محروم مى‏باشد.

وى سپس با اصرار به انديشه‏هاى ناقص و نادرست خود، مدعى مى‏گردد:

... امام خمينى كشش و ظرفيت بينش رهبرى مبارزه ضد امپرياليستى را ندارد.

دكتر پيمان كه روزگارى ادعاى مبارزه با امپرياليسم و استثمار را با تفاخر مطرح مى‏كرد و با همين ادعاهايش توانسته بود تعدادى از جوانان پرشور را جذب نمايد، درگذر تاريخ ادعاهايش به شكل تمسخرآميزى تغيير كرده‏است.

او در نشريه امت، شماره 85 مدعى مى‏گردد كه:

ليبرالها... حامى طبقات سرمايه‏دار و مدافع استثمار و پناهگاه بسيارى از فرصت طلبها و ضد انقلابيون بوده و هستند.

اما على‏رغم ادعاى قبلى، پيمان در مصاحبه‏اى با نشريه توانا مى‏گويد:

جنبش [مسلمانان مبارز] با نهضت آزادى [سردمداران ليبراليسم سياسى در ايران‏] از لحاظ اهداف مبارزاتى اختلاف اصولى ندارد. امروز ضرورت توسعه سياسى و تأمين آزادى مطرح است و ما و نهضت و ديگران در اين هدف مشترك هستيم.

در حال حاضر پيمان در اين دوره از فعاليت‏هايش به ويژه پس از انتخابات رياست جمهورى، به سوگلى امپرياليسم خبرى و رسانه‏هاى استكبارى (راديو رژيم اشغالگر قدس، راديو آمريكا، راديو آزادى، بى‏بى‏سى و...) تبديل شده، تا جائى كه با عناصر ضد انقلاب ارتباط صميمانه‏اى برقرار كرده است، از جمله برقرارى ارتباط با حسين مهرى، مجرى و برنامه ساز راديو 24 ساعته ايرانيان؛ هزينه‏هاى اين راديو توسط شوراى احكام امرى و با تصويب گروه "ايادى امر الله" - عالى‏ترين مرجع تبيلغات و احكام فرقه ضاله بهاويت - و جامعه بازرگانان يهودى ايران مقيم آمريكا به صورت مشترك پرداخت مى‏گردد.

همچنين هفته نامه ضد انقلابى نيمروز چاپ لندن نيز، وى (پيمان) را به عنوان يك نيروى اپوزيسيون دانشگاهى معرفى كرده و مى‏نويسد:

سلطنت طلبان خواستار داشتن رابطه با عناصر ملى و مذهبى كشور، خصوصاً جريان پيمان و سروش هستند.

كيهان سلطنت طلب چاپ لندن نيز كه با سرمايه اشرف پهلوى اداره مى‏شود، ارتباط گسترده‏اى با پيمان دارد و درباره وى مى‏نويسد:

او [پيمان‏] از جمله روشنفكرانى است كه در آغاز انقلاب از انقلابيون حمايت كرد. اما خيلى زود متوجه شد كه اشتباه كرده است.

3- مواضع جنبش خود خوانده مسلمانان مبارز

الف) ولايت فقيه:

اصل ولايت فقيه هم به لحاظ مبانى دينى و هم به دليل تزاحم آن با آزادى‏ها و حقوق مردم مردود مى‏باشد.

ب) مجلس خبرگان و رهبرى:

اين گروهك با گستاخى هرچه تمامتر در يكى از خبرنامه‏هاى خود مى‏نويسد:

توان رهبرى در حل مشكلات به وجود آمده در روابط قواى سه گانه و ناتوانى وى در نصب عناصر شايسته در مناصب و نيز ناتوانى در تعيين سياست‏هاى كلى و عدم مديريت درست در اجراى آنها مى‏تواند خبرگان را به تجديد نظر در انتخابات رهبر وا دارد.

ج) رياست جمهورى:

مصدق بايد الگوى خاتمى باشد، مصدق وقتى نخست وزير شد و وارد حكومت شد نظام به طور كل در دست شاه بود، قوه مقننه هم در دست شاه بود، او در طول دو سال حكومتش اين همه كار مثبت كرد، فقط مردم را به صحنه مى‏آورد و از نيروى مردم استفاده مى‏كرد، معمولاً حكومت‏ها از فشار افكار عمومى مى‏ترسند. خاتمى بايد بامانورهاى مختلف در شرايط مختلف از مردم استفاده كند.

د) تقليد از مراجع عظام:

بحث تقليد مربوط به سنت‏هاى كهن غلط است. تقليد انسان را بى‏فكر بار مى‏آورد. تقليد قدرت تفكر انسان را از بين مى‏برد. در زمان قديم چون راهنمايان و علما اندك بودند و قدرت دسترسى به اطلاعات كم بود انسانها به ناچار تقليد مى‏كردند، ولى در حال حاضر تقليد انسان را تنبل مى‏كند.

ه) حكومت شيعه:

كشور ما تجربه حكومت شيعى را به صورت منفى ديده است و به عبارت ديگر حكومت شيعه در ايران هميشه منفى بوده است.

و) دين:

دين براى دغدغه‏هاى هستى شناسانه آدمى آمده و اگر ما بخواهيم از او راه ملى، سياسى و اجتماعى بگيرم، دين را در حد يك ايدئولوژى تنزل داده‏ايم. سنت گرايان بطور موروثى دين دارند و هرچه پدرانشان كرده‏اند مى‏كنند، ولى آنهايى كه عقلائى‏اند و تابع بلاشرط آباء و اجداد نيستند دين را با شرايط زمان مى‏پذيرند.

بنابراين گروهك مذكور نيز همانند ساير جريان‏هاى روشنفكرى، توان خود را متوجه مقابله با حاكميت دينى و ولايت فقيه نموده است.

منابع: - نشريه امت، مورخ 29/1/58 - به نقل از روزنامه كيهان 30/1/78

 - نشريه امت، شماره 56 - به نقل از كتاب - درباره جنبش مسلمانان مبارز - دفتر سياسى سپاه‏

 - نشريه امت، شماره 58، مورخ 10/9/59 - به نقل از روزنامه كيهان 31/1/78

 - نشريه توانا - شماره 20، به نقل از روزنامه كيهان 31/1/78

 - هفته نامه ضد انقلابى نيمروز مورخ 13/12/74 - به نقل از روزنامه كيهان 1/2/78

 - كيهان سلطنت طلب شماره 645 - مورخ 2/12/75

 - گاهنامه گروهك جنبش مسلمانان مبارز - تيرماه 77

 - گاهنامه گروهك جنبش مسلمانان مبارز - تيرماه 77

 - دكتر پيمان 31/2/77

 - پيمان 4/2/77

 - پيمان 4/2/77

- پيمان 7/9/76