مفهوم بصيرت
ابتدا خلاصه برداشتی که ما از اين مفهوم داريم را عرض مي‌کنم، بعد وارد بحث ديگري مي‌شوم. برداشت ما از اين واژه که روي آن بسيار تأکيد مي‌شود، اين است که، همان طور که ما در ديدني‌هاي ظاهري، براي جلوگيري از خطر بايد در لغزشگاه‌ها دقّت کنيم، پيش پايمان را خوب نگاه کنيم  و حواس‌مان را جمع کنيم که در چاله نيفتيم، در امور معنوي و اجتماعي هم بايد بينش دقيقي داشته باشيم. ترجمه فارسي بصيرت، همان «بينش» است؛ يعني به مسائل سطحي نگاه نکنيم. خوب دقيق شويم. اشخاص را، گروه‌ها را، شرايط اجتماعي داخل و خارج را، درست بشناسيم و درک کنيم تا در دام نيفتيم و بعد از کسب شناخت و آگاهي لازم مواظب باشيم که هواي نفس ما را فريب ندهد و موجب کوردلي‌مان نشود. در حقيقت قوام بصيرت، اولاً به شناخت شرايط رفتار است؛ يعني بفهميم در چه شرايطي مشغول به انجام کاري هستيم؟ در اين کار با چه کساني مواجه هستيم؟ ما در چه شرايط زماني و مکاني قرار گرفته‌ايم؟ و ثانياً مواظب باشيم که حب و بغض‌ها و هوس‌ها و تعلّقات، باعث نشود به دام شيطان بيفتيم.

بیانات رهبر انقلاب در جمع گروهي از کارشناسان وزارت دفاع و فرماندهان سپاه
قم ـ 17/ 8/88