تاکنیک های رسانه های غربی

۱-برچسب زدن:  مانند تروریسم – بنیادگرایی– حقوق بشر

2- تلطیف و تنویر:از تلطیف و تنویر (مرتبط ساختن چیزی با كلمه‌ای پر فضیلت) استفاده می‌شود تا چیزی را بدون بررسی شواهد بپذیریم و تصدیق كنیم.

3-استفاده از نمادهای مذهبی و یا ملی و انتساب به اشخاص و جریان‌هایی كه مورد احترام توده‌های عمومی مردم هستند تاكتیك انتقال نامیده می‌شود. در این تاكتیك از ابزارهای گوناگون از جمله طنز، كاریكاتور، داستان كوتاه، شعر و موسیقی و... استفاده می‌شود.

4- تصدیق: حمایت اشخاص معروف (سیاستمداران، هنرمندان، ورزشكاران، دانشمندان و...) و گروه‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی از فردی یا جریانی تصدیق نامیده می‌شود.

5- شایعه: هر شایعه در برگیرنده بخش قابل توجهی از واقعیت می‌تواند باشد (تاكتیك تسطیح در شایعه‌سازی) ولی ضریب نفوذ آن بستگی به درجه ابهام و اهمیت آن دارد. در واقع هر چقدر شایعه پیرامون مسائل «مبهم» و«مهم» باشد همان مقدار ضریب نفوذ آن افزایش می‌یابد.

6- كلی گویی:تاكتیك كلی گویی، تاكتیكی است كه سعی می‌شود ذهن مخاطب متوجه حواشی و شاخ و برگ نشده و در رابطه با هسته مركزی پیام، حساسیت نداشته و آن را بدون بررسی و كنكاش بپذیرد كه به همین دلیل برخی این تاكتیك را «بی حس سازی مغزی» نیز می‌نامند.

7- دروغ بزرگ:بدین معنی كه پیامی را كه به هیچ وجه واقعیت ندارد، بیان می كنند و مدام بر «طبل تكرار» می كوبند تا ذهن مخاطب آن را جذب كند.

8- پاره حقیقت گویی:بخشی از خبر نقل و بخشی را نقل نمی‌كنند. خبر هنگامی كامل است كه عناصر خبری در آن، به شكل كامل مطرح شوند.

در تاكتیك «پاره حقیقت گویی» حذف یكی از عناصر به عمد صورت می‌گیرد و بیشتر اوقات عنصر«چرا» حذف می‌شود.

9- انسانیت زدایی و اهریمن سازی:در این تاكتیك با استفاده از برچسب زنی صفات منفی به حریف از جمله دزد، قاتل، دروغگو و... به توجیه حملات و تهاجمات علیه رقیب می‌پردازند.

10- ارائه پیشگویی‌های فاجعه آمیز:ارائه اخبار و آمارهای آلوده به دروغ از وضعیت سیاسی، اقتصادی كشور و فاجعه آمیز بودن آینده كشور در صورت تداوم وضع موجود، ذیل این تاكتیك تعریف می‌شود كه شعار «تغییر» نیز در این رابطه از سوی یكی از نامزدها پیگیری می‌شد.

11- قطره چكانی: اطلاعات و اخبار در زمان‌های گوناگون و به تعداد بسیار كم و به صورتی سریالی ولی نامنظم در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد تا مخاطب نسبت به پیام مربوطه حساس شده و در طول یك بازه زمانی آن را پذیرا باشد.

12- حذف (سانسور): در این تاكتیك با حذف بخشی از خبر و نشر بخشی دیگر به ایجاد سوال و مهم‌تر از آن ابهام می‌پردازند و بدین ترتیب زمینه تولید شایعات گوناگون خلق می‌شود.

جنگ نرم تضادآفرین است: تضادهای به وجود آمده از طریق جنگ نرم، همبستگی اجتماعی و وحدت ملی را برهم می‌زند و زمینه‌های بروز بحران و درگیری‌های داخلی را فراهم می‌سازد. بنابراین تخریب وحدت ملی یكی از پیامدها و ویژگی‌های جنگ نرم است.

13- جاذبه‌های جنسی:استفاده از نمادها و «مانكن ها» و همچنین از گویندگان خبری با ظاهری فریبنده ضمن جذب مخاطب، موجب ارتقاء سطح اثرپذیری پیام و غفلت از هسته مركزی و ادبیات آن می‌شود.

14- ماساژ پیام:پیام با انواع تاكتیك‌ها ماساژ داده می‌شود كه از آن مفهوم و مقصودی خاص برآید.

15- ایجاد تفرقه و تضاد: مهم‌ترین هدف این تاكتیك، ایجاد گسست بین مردم و نظام سیاسی است كه باعث تزلزل و تنزل اعتماد عمومی مردم نسبت به پذیرش رژیم سیاسی می‌شود.

این تاكتیك به شدت مورد توجه بنگاه‌های خبرپراكنی و استكبار جهانی در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران است و در چند ماهه اخیر بر شدت بهره‌گیری از آن افزوده‌اند.

16-ترور شخصیت:در زمانی كه نمی‌توان و یا نباید فردی مورد ترور فیزیكی قرار گیرد با استفاده از نظام رسانه‌ای و انواع تاكتیك‌ها به ترور شخصیت می‌پردازند.

17- تكرار:برای زنده نگه داشتن اثر یك پیام با تكرار زمان بندی شده، سعی می‌كنند این موضوع تا زمانی كه مورد نیاز هست زنده بماند. در این روش با تكرار پیام، سعی در القای مقصودی معین و جا انداختن پیامی در ذهن مخاطب دارند.

18- توسل به ترس و ایجاد رعب:متخصصان جنگ نرم، ضمن تهدید و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنین القاء می‌كنند كه خطرات و صدمه‌های احتمالی و حتی فراوانی بر سر راه آنان ممكن كرده است و از این طریق، آینده‌ای مبهم و توام با مشكلات و مصائب برای افراد ترسیم می‌كنند.

۱9- مبالغه:با اغراق و بزرگ نمایی یك موضوع، سعی در اثبات یك واقعیت دارد. كارشناسان جنگ روانی، از این فن در مواقع و وقایع خاص استفاده می‌كنند.

20- مغالطه: شامل گزینش و استفاده از اظهارات درست یا نادرست، مشروح یا مغشوش و منطقی یا غیرمنطقی است، به این منظور كه بهترین یا بدترین مورد ممكن را برای یك فكر، برنامه، شخص یا محصول ارائه داد.

متخصصین جنگ نرم، مغالطه را با «تحریف» یكسان می‌دانند. این روش، انتخاب استدلال‌ها یا شواهدی است كه یك نظر را تایید می‌كند و چشم پوشی از استدلال‌ها یا شواهدی كه آن نظر را تائید نمی‌كند.