حضرت مهدى  ـ ارواحنا فداه ـ در آيينه ى فرق اسلامى و متصوفه

آنچه كه از نظر به عقائد فرق مختلف اسلامى اعمّ از سنّى و شيعه بدست مى آيد اين است كه همه ى فرق اسلامى در مسأله ى اعتقاد به  حضرت قائم ـ ارواحنا فداه ـ كه زمين را از عدل و داد پر مى كند، متّحد هستند; اگر چه برخى داراى عقائد ناصواب و متشتّت در مود شخص آن  حضرت اند و خود نشان دهنده ى كثرت اهتمام دين اسلام به مسأله ى مهدويّت مى باشد به تعبير ديگر آن قدر رسول خدا ـ صلّى اللّه عليه  وآله ـ و ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ به قضيّه قيام حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ و برپا سازى حكومت عدل در سراسر جهان بدست مبارك آن
 حضرت تأكيد فرموده اند كه جاى هيچگونه انكارى براى مسلمانان نگذاشته و فرق مختلف اگر چه باطل بوده و رؤساى آنها واقف به بطلان مذهب  خود مى باشند وليكن اين مسأله را نتوانسته اند انكار كنند و همگى بدان اقرار نموده اند.
فرق شيعى
كلمه ى شيعه در لغت به معناى پيرو و تابع است و در كلام رسول خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ چنانچه از طريق شيعه و سنّى به كثرت  روايت شده كسانى هستند كه معتقد به خلافت و جانشينى دوازده نفر از اهل بيت پيغمبر خدا ]كه نام آنها نيز از طريق روايات عامّه و خاصّه  تصريح شده است [باشند و اگر كسى يك نفر از اينها را انكار كند همه را انكار كرده و شيعه و پيرو دين خدا نيست و اگر هم آنها را بعنوان  فرقه هاى شيعى در اين جا ذكر مى كنيم از اين باب است كه در برابر اهل تسنن مى باشند كه آنها از ابتدا هيچكدام از خلفاى رسول خدا را به
 عنوان امام و جانشين آن حضرت نمى دانند والاّ فرقه ى شيعه يك فرقه بيشتر نيست و مانند ساير فرق احداث نشده است بلكه به نصّ كلمات  رسول خدا پيروان واقعى مولى الموحدين اميرالمؤمنين على بن ابى طالب و يازده فرزند معصوم آن بزرگوار كه آخرين شان حضرت بقيّة اللّه  الاعظم حجّة بن الحسن المهدى ـ ارواحنا فداه ـ مى باشند. لازم به تذكّر است كسانى هم كه قائل به امامت اين دوازده نفر باشند وليكن براى خود قطبى قائل باشند كه مدعى مقام ولايت كليّه ائمّه بوده و  يا قائل به شيخى باشند كه معرفت او را همچون معرفت امام زمان واجب بدانندـ مانند فرق متصوفه و شيخيه و... آنها هم از جرگه تشيع خارج  اند و هر كس غير دين اسلام ـ با تمام آنچه كه پيغمبر خدا از جانب خدا آورده ـ را اختيار كند از او قبول نمى شود ـ چه از آن كم كرده باشند و  چه زياد كرده باشدـ و مصداق آيه ايمان به بعض كتاب وانكاربعض خواهند بود. فرقه هاى شيعى در زمان ائمه ـ عليهم السلام ـ به گروههاى مختلفى تقسيم شدند و هر كدام راهى را پيمودند و به گمراهى و ضلالت افتادند  چنانكه اهل سنّت از ابتدا گمراه شدند. و ما در اينجا نظر تعدادى از اين فِرَق را ذكر مى كنيم تا معلوم شود كه مسأله ى مهدويّت مسأله ى
 اتفاقى بين همه ى فرقه هاست.
كيسانيّه
فرقه ى كيسانيه بر اين باورند كه مهدى موعود از اولاد اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ است و او كسى جز محمّد بن حنفيّه فرزند آن حضرت نيست.  شيخ جليل ابو محمّد حسن بن موسى نوبختى خواهرزاده ى ابو سهل نوبختى كه از علماى عهد غيبت صغرى است در كتاب «فِرق و مقالات»  فرموده است: بعد از شهادت حضرت سيدالشهداء ـ عليه السلام ـ فرقه اى قائل شدند به اينكه محمّد بن حنفيّه امام هادى مهدى است و اوست  وصىّ علىّ بن ابى طالب ـ عليه السلام ـ . و نيست براى احدى از اهل بيت او كه او را مخالفت كند و بيرون رود از امامتش و شمشير بكشد مگر
 به اذن او و بيرون نرفت حسين ـ عليه السلام ـ براى قتال يزيد مگر به اذن او و اگر بيرون رفته بود بى اذن او هلاك و گمراه بود و اين كه هر كه  مخالفت كند محمّد را كافر و مشرك است . . .
و چون محمّد بن حنفيّه وفات كرد در مدينه در ماه محرم سنه ى هشتاد و يك اصحاب او سه فرقه شدند گروهى گفتند: محمّد بن حنفيه مهدى  است و على ـ عليه السلام ـ او را مهدى ناميد و او نمرده ولكن غايب شده و معلوم نيست در كجاست و بزودى رجوع مى كند و پُر مى كند زمين  را از عدل و امامى نيست بعد از غيبت او تا اينكه باز گردد . . .
بعضى از آنان نيز قائل به موت او شدند و پسرش ابو هاشم عبداللّه بن محمّد را مهدى موعود مى دانند و غير ايشان نيز مذاهب ديگرى از اين فرقه باطل وجود دارد كه همگى منقرض شده اند و اين خود كافى است در بطلان آنها چرا كه گفته ايشان  با اجماع و اخبار متواتر مخالف بوده و مهدى آنان از دنيا رخت بسته و هرگز حتى قريه اى را پر از عدل نكرد چه رسد به سراسر گيتى.
فرقه ى مغيريّه
مغيريه، اصحاب مغيرة بن سعيد كه بعد از وفات حضرت امام محمّد باقر ـ عليه السلام ـ مذهبى اختراع نمود و محمّد بن عبداللّه بن حسن بن  حسن بن على بن ابى طالب ـ عليهم السلام ـ را مهدى مى دانند و مى گويند كه او زنده است و نمرده و در كوهى كه او را علميه مى گويند  زندگى مى كند. و آن كوهى است در راه مكّه در حدّ حاجز سمت چپ. كسى كه به مكه مى رود و آن كوه بزرگى است و در آنجاست تا خروج كند  و محمّد در مدينه خروج كرد و همان جا كشته شد(25).
فرقه ى اسماعيليه خالصه
اسماعيليه خالصه، كه منكر فوت اسماعيل، پسر حضرت صادق عليه السلام شدند و او را بعد از آن حضرت امام حى و مهدى قائم مى دانند(26).
فرقه ى واقفيّه
واقفيّه كه حضرت موسى بن جعفر ـ عليهما السلام ـ را قائم و مهدى موعود مى دانند لكن بعضى معترفند به وفات آن جناب و مى گويند زنده  مى شود و عالم را مسخّر مى كند و بعضى مى گويند از حبس سندى بن شاهك بيرون آمد در روز و كسى او را نديد و اصحاب هارون الرشيد  شايع كردند بر مردم كه او مرده است و او نمرده و غايب شده است!