چفيه يعني در ولايت حل شدن

نقشه ي روبه دلان، مختل شدن

چفيه اي از چفيه ها جا مانده است

روي دوش شير، تنها مانده است

چفيه ها را پر كنيد از اعتبار

پر كنيد از عشق رهبر، كوله بار

كوله بار بي محبت، بار نيست

چفيه ي تنها، خم اسرار نيست

چفيه يعني كنج سنگر سوختن

در خط زيباي رهبر سوختن

چفيه يعني عصر زيباي علي

بوسه باران كردن پاي علي

چفيه ها بايد ولايت جو شوند

وقت شب سجاده اي خوشبو شوند

بي علي رويان اسير ماتمند

بي ولايت زادگان محو غمند