سكولاريسم
از ديگر نظريههايى كه محافل به اصطلاح علمى و آكادميك و ارتجاع روشنفكرى به منظور مقابله با حكومت دينى و ولايت فقيه در حال ترويج آن هستند، نظريه سكولاريسم مىباشد.
سكولاريسم از واژه سكولارم مشتق شده و داراى ريشه انگليسى سكولار است. سكولار در اصطلاح، به معناى دنيايى و سكولارم به معناى اين عصر يا زمان حاضر مىباشد.
در فلسفه دنياگرايى سكولاريسم - كه از شاخههاى ليبراليسم محسوب مىشود - تنها اهميت و سود جهان هستى براى انسان تنها، مربوط به ميزان تمتعات مادى و استفادهاى است كه بشر مىتواند از آنها داشته باشد.
از نتايج سكولاريسم، تلاش هرچه بيشتر براى مادى كردن زندگى و دنيوى كردن انسان مىباشد و بر همين اساس نظريه پردازان سكولار باعث شدند تا دين در جوامع غربى از زندگى بشرى رخت بر بسته و اين جوامع كاملاً دنيايى شوند.
سكولاريسم، توسط تاجران و دلالان اقتصادى اروپا طراحى و ترويج شد. اين گروه كه صاحبان تجارت آن عصر بودند، فرهنگ، علم و فلسفه خاص خويش را كه مبتنى بر فرهنگ قدرت و سوداگرى بود، در دوران رنسانس ترويج مىكردند. به طور خلاصه ويژگيهاى صاحبان انديشه سكولار و تاجران بزرگ اروپا را چنين توصيف كردهاند: خشونت، خودخواهى، حرص، شهرتطلبى، جاهطلبى و بىاعتقادى به دين. آنها براى رسيدن به سود بيشتر تمام اعمال خلاف اخلاق و محرمات دينى را مباح دانسته و بدين ترتيب مرام اباحىگرى را كه عبارت بود از بىاعتنايى به بايدها و نبايدهاى دينى گسترش دادند تا جايى كه اين نظريه در اروپا حاكم شد.
سكولاريسم (اصالت دنيا و حذف دين از صحنه زندگى) داراى پيامدها و آثارى از جمله، جدا كردن علم از قلمرو دين مىباشد. تخليه نهادهاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى و هنرى از معانى دينى در نهايت باعث شد تا سكولاريسم به عنوان نظريه جدايى دين از سياست به صورت مطلق ترويج گردد.
استعمارگران بعد از قيام تنباكو و فتواى تاريخى آيتالله شيرازى (ره) قدرت و نقش دين و علماى اسلام را در جميع شئونات جامعه مشاهده كردند و از آن پس، سعى كردند از طريق روشنفكران وابسته سكولاريسم يا تز جدايى دين از سياست را اجرا نمايند.
به طور مثال ميرزا حسين خان سپهسالار - صدر اعظم ناصرالدين شاه - دستور عدم اجراى حكم قصاص را در مجازات اسلامى صادر كرد، روحانيت را از دخالت در امور قضايى منع كرد و با صراحت اعلام داشت:
اعتقاد من درباره حضرات ملاها، بر اين است كه ايشان را بايد در كمال احترام و اكرام نگاه داشت و جميع اموراتى كه به آنها تعلق دارد، از قبيل نماز جماعت و موعظه، به قدرى كه ضرر به جهت دولت وارد نياورد و اجراى صيغه عقد و طلاق و حل مسائل شرعيه را به آنها واگذار نمود و به قدر ذرهاى در امورات حكومتى آنها را مداخله نداد و ايشان را ابداً واسطه فيمابين دولت و ملت مقرر نكرد.
همچنين در طول تاريخ معاصر ايران از قيام مشروطه گرفته تا پيروزى انقلاب اسلامى، روشنفكران وابسته، خصوصاً روشنفكران لائيك با پيروى و متأثر شدن از اين نظريه، نقطه مقابل حاكميت دينى و علما اسلام بودهاند.
بازرگان يكى از نظريهپردازان جدايى دين از سياست در قبل و بعد از انقلاب بود، وى اظهار مىدارد:
اين نظريه كه اسلام حاوى بهترين دستورهاى اخلاقى و اجتماعى و حكومتى است و براى اصلاح جامعه و رواج عدالت و سعادت در جامعه آمده، نظريهاى خام و كودكانه و ايدئولوژى زده است.
در حال حاضر نيز سروش يكى از سركردگان تفكر سكولاريسم مىباشد كه شديداً مورد توجه و تشويق محافل به اصطلاح علمى و آكادميك مىباشد.
وى مىگويد:
هيچ الگوى خاصى از ناحيه دين بر هيچ جامعهاى تحميل نمىشود.
در همين خصوص، روزنامه جهان اسلام به نقل از وى نوشت:
وظيفه دين القاى حيرانى است و بس. اگر كسى راه بيفتد و به دنيا بگويد: اى دنيا بايد جهت آباد كردن دنيايتان از دين، استفاده كنيد، اين حرف اشتباه محض است.
بنابراين محافل به اصطلاح علمى و آكادميك و ارتجاع روشنفكرى با ترويج اين نظريه عملاً حكومت دينى و ولايت فقيه را نشانه گرفتهاند و در حقيقت نظريه پردازان سكولاريسم در دراز مدت براندازى سياسى نظام را دنبال مىكنند.
بيژن حكمت يكى از عناصر ضد انقلاب مىگويد:
ما يك جامعه دمكراتيك، دولت دمكراتيك و لائيك مىخواهيم و در اين هيچ ترديدى نداريم.
تيمرمن نظريه پرداز آمريكايى نيز در همين خصوص مىگويد:
ما با رژيمى سروكار داريم كه به دليل مخالفت آن با منافع غرب نمىتوان بار ديگر آن را به جمع رژيمهاى دوست راه داد، ما بايد در صدد روى كار آوردن يك حكومت دمكراتيك به جاى حكومت روحانيت باشيم.
ادوارد شرلى از مقامات سابق سيا و نظريهپرداز آمريكايى نيز معتقد است:اگر نظام ولايت فقيه در ايران از هم بپاشد، آن وقت مىتوان پذيرفت كه جمهورى اسلامى تغيير ماهيت داده.
منابع: -نقيب العطاس. محمداسلام و دنيوىگرى، ص 203، به نقل از كتاب صبح
- سروستانى اسماعيل، تهاجم فرهنگى، ص 104
- ماهنامه صبح - شماره 84 - ص 37
- سخنرانى سروش - 12/4/1371 در يكى از مساجد تهران
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا